....
5. ترسیم هدف آفرینش:
هیچ عاقلی بی هدف گام برنمیدارد وهر حرکتی که در پرتو عقل و علم انجام گیرد در مسیر هدفی قرار خواهد داشت. با این تفاوت که هدف در کار انسانها معمولا رفع نیازمندی خود و برطرف ساختن کمبودهاستولی در کار خدا هدف متوجه متوجه دیگران و رفع نیاز های آنهاست؛ چراکه ذات او از هر نظر بی پایان است و عاری از هرگونه کمبود و با این حال انجام دادن کاری به نفع خود در باره او مفهوم ندارد. حالا به این مثال توجه کنید:
در زمینی مستعد و آماده باغی پر گل و میوه احداث می کنیم؛ در لابه لای درختان و بوته های گل علف هرزه هایی میرویند؛ هروقت به آبیاری آن درختان برومند می پردازیم علف هرزه ها نیز از پرتو آنها سیراب می شوند در اینجا ما دو هدف پیدا می کنیم: هدف اصلی که آب دادن درختان میوه و بوته های گل است و هدف تبعی که آبیاری علف هرزه های بی مصرف می باشد. بدون شک هدف تبعی نمی تواند انگیزه عمل گردد و با حکیمانه بودن آن را توجیه کرد مهم همان هدف اصلی است که جنبه منطقی دارد! حال اگر فرض کنیم بیشتر درختان باغ خشک شوند و جز یک درخت باقی نماند، اما درختی که به تنهایی گلها و میوه هایی را که از هزاران درخت انتظار داریم به ما می دهد بدون تردید برای آبیاری همان یک درخت هم که باشد آبیاری را ادامه خواهیم داد. گو اینکه علف هرزه های زیادی نیز از آن بهره گیرند و اگر یک روز آن درخت نیز بخشکد آنجاست که دست از آبیاری باغ می کشیم هر چند علف هرزه ها نیز بمیرند. جهان آفرینش به مانند همان باغ پر طراوت است و انسانها درختان و بوته های این باغند. آنها که در مسیر تکاملند درختان و شاخه های پر برند.
و آنها که به پستی گراییده و منحرف وآلوده اند علف هرزه های این باغند. مسلما این آفتاب درخشان، این مولکول های حیاتبخش هوا این همه برکات زمین و آسمان برای آن آفریده نشده است که مشتی فاسد و هرزه به جان یکدیگر بیفتند و به خوردن یکدیگر مشغول شوند و جز ظلم و ستم و جهل و فساد محصولی برای اجتماع آنها نباشد، نه! هرگز هدف آفرینش نمی تواند اینها باشد! این جهان و تمام مواهب آن- از دیدگاه یک فرد خداپرست که با مفاهیمی چون علم و حکمت خدا آشناست- برای صالحان و پاکان آفریده شده است همانگونه که سر انجام نیز به طور کامل از دست غاصبان در خواهد آمد و دراختیار آنها قرار خواهد گرفت.(ان الارض یرثها عبادی الصالحون)
پیامبر یا امام سمبل گروه صالحان و نمونه بارز انسان کامل است یعنی، همان گروهی که هدف اصلی آفرینش را تشکیل می دهند و به همین دلیل وجود او به تنهایی یا در راس گروه صالحان تو جیه کننده هدف آفرینش و مایه نزول هر خیر و برکت و ریز ش باران فیض و رحمت خداست اعم از اینکه در میان مردم آشکارا زندگی کند یا مخفی و ناشناس بماند درست است که افراد صالح دیگر نیز هر کدام هدفی هستند برای آفرینش و یا به تعبیر دیگر بخشی از آن هدف بزرگ ولی نمونه کامل این هدف انسانهای نمونه و مردان آسمانی می باشند هرچند سهم دگران نیز، محفوظ است. از اینجا روشن می شود آنچه در پاره ای از عبارات به این مضمون وارد شده که" از برکات وجود او( یعنی نماینده الهی) مردم روزی می برند و به خاطر هستی او آسمان و زمین برپاست" یک موضوع اغراق آمیز و دور از منطق و یا شرک آلود نیست؛ همچنین عبارتی که به عنوان یک حدیث قدسی خطاب به پیامبرازطرف خداونددر کتب مشهور نقل شده " اگر تو نبودی آسمانها را نمی آفریدم" بیان به یک واقعیت است نه مبالغه گویی منتها او شاهکار هدف آفرینش است و صالحان دیگر هر کدام بخشی از این هدف بزرگ را تشکیل می دهند.
پایان.
...
۴. نفوذ روحانی و نا آگاه:
می دانیم خورشید یک سلسله اشعه نا مرئی دارد که از ترکیب آنها با هم، هفت رنگ معروف پیدا می شود و یک سلسله اشعه نامرئی که اشعه فوق بنفش و اشعه مادون قرمز نامیده شده است. همچنین یک رهبر بزرگ آسمانی خواه پیامبر باشد یا امام علاوه بر تربیت تشریعی که از طریق گفتار و رفتار و تعلیم و تربیت عادی صورت میگیرد یک نوع تربیت روحانی و از راه نفوذ معنوی در دلها و فکرها دارد که می توان آنرا تربیت تکوینی نام نهاد؛ در آنجا الفاظ و کلمات و کردار کار نمی کند بلکه تنها جاذبه و کشش درونی کار میکند.
در حالات بسیاری از پیشوایان بزرگ الهی می خوانیم که گاه بعضی از افراد منحرف و آلوده با یک تماس مختصر با آنها به کلی تغییر مسیر میدادند و سرنوشتشان یکباره دگرگون می شد. یک مرتبه فردی پاک مومن و فداکار از آب در می آمدند که از بذل همه وجود خود نیز مضایقه نداشتند.
این دگرگونی های تند و سریع وهمه جانبه، این انقلابهای جهش آسا و فرا گیر آنهم با یک نگاه یا یک تماس مختصر( البته برای آنها که در عین آلودگی یک نوع آمادگی نیز دارند) نمی تواند نتیجه تعلیم و تربیت عادی باشد بلکه معلول یک اثر روانی نامرئی و یک جذبه ناخود آگاه است که گاهی از آن تعبیر به نفوذ شخصیت نیز می شود. بسیاری از کسان این موضوع را در زندگی خود تجربه کرده اند که به هنگام برخورد با افرادی که روح های بزرگ و عالی دارند چنان بی اختیار و ناخودآگاه تحت تاثیر آنها قرار می گیرند که حتی سخن گفتن در برابر آنها برایشان مشکل می شود و خود را در میان هاله ای مرموز و غیر قابل توصیف و عظمت بزرگی می بیینند. البته ممکن است گاهی اینگونه امور را با تلقین و امثال آن توجیه کرد ولی مسلما این تفسیر برای همه موارد صحیح نیست بلکه راهی جز این ندارد که این آثار نتایج شعاع اسرار آمیزی است که از درون ذات انسانهای بزرگ بر می خیزد.سرگذشت های فراوانی در تاریخ پیشوایان بزرگ میبینیم که جز از این راه نمی توان آنها را تفسیر کرد داستان آمدن جوان آلوده نزد پیامبر(ص) و انقلاب ناگهانی روحی او و داستانهایی شبیه آنهمه حاکی از نفوذ شخصیت پیامبر در افراد مختلف از این طریق است. همچنین کشش عجیب و فوق العاده که حربن یزید ریاحی در خود احساس می کرد و با تمام شجاعتش همچون بید می لرزید و همین کشش سر انجام او را به صف مجاهدان کربلا کشید و به افتخار بزرگ شهادت نائل شد.

و یا سرگذشت کنیز خواننده و زیبا که هارون به گمان خود برای منحرف ساختن ذهن امام کاظم به زندان اعزام کرد ه بود و منقلب شدن روحیه او در یک مدت کوتاه، تا آنجا که قیافه و طرز سخن و منطق او هارون را به حیرت و وحشت افکند. همه و همه نشانه و نمونه هایی از همین تاثیر ناخودآگاه است که می توان آنرا به شعبه ای از ولایت تکوینی پیامبر یا امام(ع) دانست چراکه عامل تربیت و تکامل در اینجا الفاظ و جمله ها و راه های معمولی و عادی نیست بلکه جذبه معنوی و نفوذروحانی عامل اصلی محسوب می شود. این برنامه منحصر به پیامبران و امامان نیست؛ بلکه رجال راستین و شخصیت های بزرگ نیز به تناسب میزان شخصیت خود هاله ای از این نفوذ ناخودآگاه اطراف خود ترسیم می کنند منتها قلمرو گروه اول با گروه دوم از نظر ابعاد و گسترش قابل مقایسه نیست. وجود امام در پشت ابرهای غیبت نیز این اثر را دارد که از طریق اشعه نیرومند و پر دامنه نفوذ شخصیت خود دل های آماده را در نزدیک و دور تحت تاثیر جذبه مخصوص قرار داده به تربیت و تکامل آنها می پردازد و از آنها انسانهایی کاملتر می سازد.
ما قطب های مغناطیسی زمین را با چشم خود نمی بینیم، ولی اثر آنها روی عقربه های قطب نما، در دریاها راهنمای کشتی هاست ودر صحراها و آسمانها راهنمای هواپیماها و وسایل دیگر است. در سرتاسر کره زمین از برکت این امواج مغناطیسی میلیونها مسافر راه خود را به سوی مقصد پیدا کرده یا وسایل نقلیه بزرگ و کوچک به فرمان همین عقربه ظاهرا کوچک از سرگردانی رهایی می یابند. آیا تعجب دارد اگر وجود امام در زمان غیبت با امواج جاذبه معنوی خود افکار و جانهای زیادی را که در دور یا نزدیک قرار دارند هدایت کند و از سرگردانی رهایی بخشد؟ ولی نمی توان و نباید فراموش کرد که همانگونه که امواج مغناطیس زمین روی هر آهن پاره بی ارزش اثر نمی گذارد بلکه عقربه های ظریف و حساسی که آب مغناطیس خورده اند و یک نوع سنخیت مشابهت با با قطب فرستنده امواج مغناطیسی پیدا کرده اند اثر می گذارند همین طور دلهایی که راهی با امام دارند و شباهتی را در خود ذخیره نموده اند تحت تاثیر آن جذبه غیر قابل توصیف روحانی قرار می گیرند.
بادر نظر گرفتن آنچه در بالا گفتیم یکی دیگر از آثار و فلسفه های وجود امام (ع) در چنین دورانی آشکار می گردد.
ادامه دارد...
...
۲. پاسداری آیین خدا:
علی آن ابرمرد تاریخ بشر در یکی از سخنان کوتاه خود که در آن اشاره به لزوم وجود رهبران الهی در هر عصر و زمان می کند و می گوید:
"آری هیچگاه صفحه روی زمین از قیام کننده با حجت و دلیل خالی نمی ماند خواه ظاهر و آشکار باشد یا مخفی و پنهان تا دلایل و اسناد روشن الهی ضایع نگردد و به فراموشی نگراید"
اکنون به توضیح این سخن توجه کنید: با گذشت زمان و آمیختن سلیقه ها و افکار شخصی به مسایل مذهبی و گرایش های مختلف به سوی برنامه ها ی ظاهر فریب مکتب های انحرافی و دراز شدن دست مفسده جویان به سوی مفاهیم آسمانی، اصالت پاره ای از این قوانین از دست می رود و دستخوش تغییرات زیان بخش می گردد. این آب زلال که از آسمان وحی نازل شده با عبور از مغزهای این و آن تدریجا تیره و تار گشته صفای نخستین خود را ازدست می دهد.این نورپر فروغ با عبور از شیشه های ظلمانی افکار تاریک، کمرنگ و کمرنگتر می گردد. خلاصه با آرایش ها و پیرایش های کوته بینانه افراد و افزون شاخ و برگ های تازه به آن چنان می شود که گاهی بازشناسی مسایل اصلی دچار اشکال می گردد.با این حال، آیا ضروری نیست که در میان جمع مسلمانان کسی باشد که مفاهیم فنا ناپذیر تعالیم اسلامی را در شکل اصلی اش حفظ و برای آیندگان نگهداری کند؟ آیا مجددا وحی آسمانی بر کسی نازل میشود؟ مسلما نه ! باب وحی با مسیله خاتمیت برای همیشه بسته شد. پس چگونه باید آیین اصلی حفظ گردد و جلوی تغییرات و تحریفات و خرافات گرفته شود و این آیین برای نسلهای آینده محفوظ بماند آیا جز این است که باید این رشته به وسیله یک پیشوای معصوم ادامه یابد خواه آشکار و مشهود باشد یا پنهان و ناشناس. می دانیم در هر موسسه مهمی صنوق آسیب ناپذیری وجود دارد که اسناد مهم آن موسسه را در آن نگهداری میکنند تا از دستبرد دزدان محفوظ بماند به علاوه؛ هرگاه مثلا آتش سوزی در آنجا روی دهد از خطر حریق مصون باشد که اعتبار و حیثیت آن موسسه پیوند نزدیکی با آن اسناد ومدارک دارد.
سینه امام و روح بلندش صندوق آسیب ناپذیر حفظ اسناد آیین الهی است که همه اصالت های نخستین و ویژگی های آسمانی این تعلیمات را در خود نگهداری میکند" تا دلایل الهی و نشانه های روشن پروردگار باطل نگردد و به خاموشی نگراید" و این دیگر آثار وجود اوست.

3. تربیت یک گروه انقلابی آگاه:
آنگونه که از روایات اسلامی پیداست گروه کوچکی از آماده ترین افراد که سری پر شور از عشق خدا و دلی پر ایمان و اخلاصی فوق العاده برای تحقق بخشیدن به آرمان اصلاح جهان دارند، با او در ارتباطند و از طریق این پیوند تدریجا ساخته می شوند، روح انقلابی بیشتری کسب می کنند، انقلابی سازنده و بارور برای ریشه کن ساختن هرگونه ظلم و بیدادگری در جهان!
ممکن است آنها خودشان پیش از قیام از دنیا بروند ولی به هر حال آمادگی و تعلیمات انقلابی را به سالهای آینده اشان و به دیگران منتقل می سازند و در پرورش گروه انسانی سهیم و شریکند.معنی غیبت امام این نیست که او به شکل یک روح نامرئی و یا اشعه ای ناپیدا در می آید بلکه او از یک زندگی طبیعی آرام برخوردار است و به طور ناشناخته در میان همین انسانها رفت و آمد دارد و دلهای بسیار آماده را بر میگزیند و در اختیار میگیرد و بیش از پیش آماده می کند و میسازد. افراد مستعد به تفاوت میزان استعداد و شایستگی خود توفیق درک این سعادت را پیدا می کنند؛ بعضی چند لحظه و بعضی چند ساعت و چند روز و بعضی سالها با او در تماس نزدیک هستند! به تعبیر روشن تر آنها کسانی هستند که آنچنان بر بال و پر دانش و تقوا قرار گرفته و بالا رفته اند که همچون مسافران هواپیماهای دور پرواز بر فراز ابرها قرار می گیرند، آنجا که هیچگاه حجاب و مانعی بر سر راه تابش جانبخش آفتاب نیست در حالیکه دیگران در زیر ابرها در تاریکی و نور کمرنگ به سر می برند. حساب صحیح هم همین است من نباید انتظار داشته باشم که آفتاب را به پایین ابرها بکشم تا چهره او را ببینم، چنین انتظاری اشتباه بزرگ و خیال خام است.این منم که باید بالاتر از ابرها پرواز کنم تا شعاع جاودانه آفتاب را جرعه جرعه بنوشم و سیراب گردم به هر حال تربیت این گروه یکی دیگر از فلسفه های وجود او در این دوران است.
ادامه دارد...
فلسفه وجود امام به هنگام غیبت
سوال دیگری که درباره عقیده شیعه و ویژگی های آن پیرامون وجود مهدی (ع) پیش می آید این است که: امام د رحال رهبری است و وجود یک رهبر در صورتی می تواند مفید باشد که تماس مداوم با پیرامون خود داشته باشد امام غائی از نظر و ناپیدا گونه نقش رهبری خود را ایفا کند؟!
به تعبیر دیگر زندگی امام در دوران غیبت یک زندگی خصوصی است نه یک زندگی اجتماعی در صورت یک پیشوا؛با این حال حق داریم بپرسیم این ذخیره الهی چه اثر عمومی برای مردم می تواند داشته باشد ؟ او به چشمه آب زلال حیات می ماند که در ظلمات باشد و کسی را در دسترسی به وجود او باشد به علاوه آیا مفهوم غایب شدن امام این است که وجودش به یک روح نامرئی یا امواج نا پیدا و اثیری تبدیل شده ؟ آیا این با علم سازگار است؟
صریحا باید گفت: مفهوم غائب بودن امام(ع) هرگز این نیست که به یک وجود خیالی و پنداری شبیه تر از یک وجود عینی باشد بلکه او از نظر زندگی یک زندگی طبیعی خارجی دارد منتها با عمری طولانی، در میان مردم و در دل جامعه ها رفت و آمد دارد و در نقاط مختلف زندگی می کند و اگر استثنایی در زندگی او وجوددارد برخورداری از عمر طولانی است همین و بس.
او به طور ناشناس در جامعه انسانی زندگی می کند و هیچ کس درباره غیبت او جز این نگفته است و چقدر فرق است میان ناشناس و نامرئی! حال که این سوء تفاهم بر طرف شد به سراغ این موضوع می رویم که: بسیار خوب، اما اینچنین زندگی ممکن است برای یک فرد عادی قابل توجیه باشد اما آیا برای یک رهبر- آنهم یک رهبر بزرگ الهی- قابل قبول است؟ شاگردی که معلم خود را نشناسد، تشنه ای که از چشمه آب بیخبر باشد هرچند در نزدیکی او قرار داشته باشدچه بهره ای می توانند ببرند؟! جالب اینکه: این سوال تنها امروز برای ما مطرح نیست از روایات اسلامی بر می آید که حتی پیش از تولد مهدی در عصر امامان پیشین نیز مطرح بوده و به هنگامیکه آنها سخن ازمهدی و طول عمرش به میان می آوردند با چنین سوالی روبرو می شدند و با آغوش باز به آن پاسخ می گفتند که نمونه ای از آنها را ذیلا از نظر می گذرانیم.
فایده وجود امام در دوران غیبت
در احادیث متعد و گوناگونی که در زمینه فلسفه و فایده وجود امام(ع) در دوران غیبت به ما رسیده تعبیر بسیار پر معنی و جالبی در یک عبارت کوتاه دیده می شود که می تواند کلیدی باشد برای گشودن این رمز بزرگ و ان اینکه پیامبر در پاسخ این پرسش که چه فایده ای وجود مهدی در دوران غیبتش دارد فرمود:" سوگند به خدایی که مرا به نبوت برگزیده مردم از نور رهبری او در دوران غیبتش بهره می گیرند همانگونه که از خورشید هنگام قرار گرفتن پشت ابرها "
( بحارالانوار، جلد 52)
برای فهم این کلید رمز نخست باید نقش خورشید را به طور کلی و به هنگامی که چهره تابناکش پشت ابرها پنهان می گردد در یابیم: خورشید دارای 2 نوع نور افشانی است: نور افشانی آشکار و نور افشانی مخفی درنور افشانی آشکار اشعه آفتاب به خوبی دیده می شود هرچند قشر ضخیم هوا که اطراف کره زمین را پوشانیده همانندیک شیشه ضخیم کار میکند که هم از تابش آفتاب می کاهد و هم نور آفتاب را تصفیه میکندولی به هر حال مانع از تابش مستقیم آفتاب نیست.
ولی در تابش مخفی ابرها همانند یک شیشه مات نور مستقیم خورشید را گرفته وپخش می کنند نور آفتاب مهمترین نقش را در دنیای حیات و موجودات زنده دارد نور و حرارتی که از هر سو به اطراف پاشیده می شود تنها انرژی خلاق موتورهای زندگی در گیاهان و حیوانات و انسان است: همه اینها به طور مستقیم یا غیر مستقیم به نور آفتاب بستگی دارد و بدون آن هنه آنها به خاموشی خواهد گرایید این موضوعرا با کمی دقت می توان دریافت...
ادامه دارد...
۱. آمادگی پذیرش(آمادگی روانی):مردم جهان باید به قدر کافی تلخی این وضع نابسامان و بی عدالتی ها را درک کنند مردم جهان باید نارسایی وضعف قوانین بشری را برای اجرای عدالت اجتماعی لمس کنند. مردم جهان باید این حقیقت را بیابند که تنها در سایه عدالت و پیوند های مادی و ضمانت اجرایی موجود و مقررات خود ساخته انسانها مشکل جهان حل نمیشود بلکه مشکلات هرروز متراکم تر و به گونه کلاف سر درگمی پیچیده تر می شود مردم جهان باید احساس کنند که بحرانهای کنونی زاییده نظامات کنونی است و این نظامات از حل بحرانها سرانجام عاجزند.
مردم جهان باید درک کنند که برای وصول به این هدف بزرگ اصول ونظاماتی تازه لازم است که متکی به ارزش های انسانی و ایمان و عواطف بشری و اخلاقی باشد نه تنها اصول خشک و بی روح ونارسایی مادی .مردم جهان باید به این حد از رشد اجتماعی برسند که بفهمند پیشرفت تکنولوژی الزاما به مفهوم پیشرفت بشریت و تامین خوشبختی انسانها نسیت بلکه تکنولوژی پیشرفته تنها در صورتی ضامن نیکبختی و سعادت است که زیر چتر یک سلسله اصول معنوی و انسانی استقرار یابد و الا بلا آفرین خواهد بود و مایه ویرانگری است.
مردم جهان باید دریابند صنایع اگر به صورت بتی درآیند بر حجم مشکلات کنونی افزوده خواهد شد و به ابعاد ویرانی و ضایعات جنگ ها وسعت می بخشد بلکه باید به شکل ابزار ی در آیند تحت کنترل انسانهای شایسته بالاخره مردم جهان باید تشنه شوند و تا تشنه نشوند به سراغ چشمه های آب نمی روند. و به تعبیر دیگر تا در مردم جهان تقاضایی نباشد عرضه هر نوع برنامه اسلامی مفید و موثر نخواهد بود که قانون رد عرضه و تقاضا، بیش از آنچه در مورد مسائل اقتصادی مورد توجه است در مسائل اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد.
2. تکامل فرهنگی و صنعتی:
از سوی دیگر گرد آوری تمام مردم جهان در زیر یک پرچم، کوتاه ساخنم دست زورمندان و قلدران، در همه جا کستردن تعلیم و تربیت در آخرین حد امکان در همه سطوح، تفهیم کامل این مسئله که اختلاف زبان و نژاد و منطقه جغرافیایی و مانند آنها دلیل بر این نیست که مردم جهان نتوانند همانند برادران در یک خانواده زندگی کنند و در صلح و برادری و عدالت زیست نمایند. و فراهم ساختن یک اقتصاد سالم و کافی برای همه انسانها، نیاز به رشد فرهنگی و بالا رفتن سطح دانش بشری از یک سو و تکامل وسائل صنعتی از سوی دیگر دارد؛ وسائلی که بتواند پیوند سریع و نزدیک ودائمی میان تمام نقاط جهان برقرار سازد که آنهم بدون گذشت زمان ممکن نیست!
از پاره ای از روایات که شکل زندگی مردم جهان را در عصر قیام مهدی(ع) ترسیم میکند استفاده میشود که پیشرفت تکنولوژی وصنعت وخصوصا صنایع حمل ونقل و ارتباطی در آن عصر چنان خواهد بود که قاره های بزرگ جهان عملا به صورت چند شهر نزدیک به هم در می آیند و شرق و غرب حتی حتی حکم یک خانه را پیدا می کند و مشکل زمان و مکتن به کلی حل خواهد شد.
البته ممکن است قسمتی ازاین امور در پرتو یک جهش و انقلاب صنعتی در آن عصر صورت گیرد، ولی بالاخره یک نوع آمادگی علمی به عنوان زمینه باید برآستانه چنان عصری باشد.
3. پرورش یک نیروی ضربتی انقلابی:
سرانجام ممکن است گروهی هرچند در اقلیت باشند در این جهان پرورش یابند که هسته اصلی ارتش انقلابی آن مصلح بزرگ را تشکیل دهند. باید در میان این جهنم سوزان گلهایی برویند تا مقدمه گلستانی گردند؛ باید در این شوره زارنهالهایی تربیت شوند تا پیا آور بهار برای دیگران باشند. باید افرادی فوق العاده آگاه،شجاع،دلسوز، فداکار وجانباز برای این تربیت شوند هرچند نسلهایی برای این منظور یکی پس از دیگری بگذرند تا ذخایر آشکار گردد و عناصر اصلی انقلاب فراهم شود و این نیز زمان می خواهد. اما چه کسی باید عهده دار پرورش اینگونه افراد گردد؟
باید به خاطر داشته باشیم که این بر عهده همان رهبر بزرگ است که به طور مستقیم یا غیر مستقیم دست به چنین برنامه ای بزند. در روایات اسلامی یکی از علل طولانی شدن غیبت امام مسئله امتحان و آزمون عمومی مردم وانتخاب اصلح ذکر شده که ممکن است اشاره به همین موضوع باشد.توضیح اینکه آزمون های انسانی الهی همچون آزمون های دیگر به خاطر آگاهی بیشتر به حال آزمون شدگان نیست بلکه معنی پرورش استعدادها و آشکار ساختن شایستگی ها و جدا شدن صفوف از یکدیگر است.ازمجموع این بحث روشن شد چرا غیبت مهدی بایداینگونه طولانی باشد.
1. بقیه الله:
در ذخیره گفته که این نام آن جناب است. در کتاب غیبت فضل بن شاذان روایت شده از امام صادق که در ضمن احوال قائم (ع) فرمود:" چون زمان ظهور آن حضرت فرا رسد او به کعبه تکیه کرده و 313 نفر گرداگرد او جمع می شوند و اول چیزی که تکلم می فرماید این آیه است (...بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین ...) ( و بدانید که آنچه خدا بر شما باقی گذارد و برکت بخشد بهتر است اگر واقعا به خدا ایمان دارید) آنگاه می فرماید: انا بقیه الله و حجت او و خلیفه او بر شما، پس سلام نمی کند بر او سلام کننده ای مگر آنکه می گوید: السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه"
2.صاحب الزمان:
از القاب مشهور آن حضرت است ومراد از آن فرمان فرما و حکمران زمان از جانب خداوند است.
3.قائم:
و این از القاب متداول و مشهور آن حضرت است و در ذخیره گفته: که این اسم آن جناب است در زبور حضرت داوود . قائم یعنی قیام کننده بر اجرای فرمان حق تعالی زیرا آن حضرت پیوسته در شب و روز مهیای فرمان الهی است که به اشاره ظهور نماید.از ابو حمزه ثمالی روایت شده است که گفت: " سوال کردم از امام باقر که یابن رسول الله آیا همه شما قائم به حق نیستید ؟ فرمود: همه قائم به حقیم. گفتم: پس چگونه حضرت صاحب الامر را قائم نامیده اند؟ فرمود: چون جدم حضرت امام حسین (ع) شهید شد ملائکه در درگاه الهی صدا به گریه وناله بلند کردند و گفتند: ای خداوند و سید ما! آیا غافل میشوی از قتل برگزیده خود و فرزند پیغمبر پسندیده خود و بهترین خلق خود؟پس حق تعالی وحی کرد به سوی ایشان که : ای ملائکه من قرار گیرید! قسم به عزت و جلال خود که از ایشان انتقام خواهم کشید هرچند بعد از زمانها باشد پس حق تعالی حجابها را برداشت و نور امامان از فرزندان حسین را به ایشان نشان داد و ملائکه به آن شاد شدند، پس یکی از آن نه نور را دیدند که درمیان آنها ایستاده، به نمارز مشغول است، حق تعالی فرمود: به وسیله این ایستاده( قائم) از ایشان انتقام خواهم کشید."
4.مهدی:
از مشهورترین اسماء و القاب آن حضرت است در نزد جمیع فرقه های اسلامیه، شیخ طوسی در غیبت خود روایت کرده از ابی سعید خراسانی که او سوال نمود از امام صادق (ع) که چرا نامیده شده آن امام به مهدی؟ فرمود:" زیرا که او هدایت می کند مردم را به سوی هر امر مخفی
5.منتظر:
در کمال الدین روایت شده است از امام محمد تقی(ع) که فرمود:" امام بعد از حسن(ع) پسر اوست، قائم به حق که منتظر است. راوی پرسید چرا او را منتظر نام کرده اند؟ فرمود: برای اینکه برای اوست غایب شدنی که بسیار خواهد بود روزهای آن و به طول خواهد کشید مدت آن پس انتظار خواهند کشید ظهور او را مخلصان و انکار خواهند کرد او را شک کنندگان..."
6.نور آل محمد(ص):
چنانکه در خبری از حضرت صادق(ع) و در ذخیره از اسامی آن حضرت شمرده که در قرآن مذکور است و در چند خبر مذکوراست در آیه (والله متم نوره) یعنی به ولایت قائم و به ظهور آن جناب و در آیه شریفه ( و اشرقت الارض بنورربها) که مرا روشن شدن زمین است به نور آن جناب و در یکی از زیارات جامعه در اوصاف آن حضرت است :( نور الانوار الذی تشرق به الارض عما قلیل)
مخفی نماند که بیشتر این اسا می و القاب و کنیه ها که ذکر شد از جانب خداوند تبارک و تعالی و خلفای به حق اوست نه مثل نام گذاردن متعارف مردم است که در آن رعایت و ملاحظه معنی آن اسم ووجود عدم آن در آن مشخص نکنند و گاهی شود که برای مولودی پست رتبه و مذموم الخلقه اسامی شریفه گذارند و لکن خدای تعالی و اولیایش تا معنی اسم در شخص نباشد آن اسم را برای او نگذارند و از اینجا معلوم می شود که کثرت اسامی و القاب الهی رسول خدا و ائمه هدی کاشف است از کثرت صفات و مقامات عالیه زیرا هر یک دلالت برخلق و صفتی کند. بلکه بعضی بر همه آنها دلالت کند و از آنها باید به آن مقامات پی برد.
آیا حضرت حجت(عج) دارای همسر و فرزندانی می باشند؟
در زمینه همسر و فرزند داشتن امام زمان (ع) به دو دسته رواسیات بر می خوریم بر اساس این دو دسته روایات عده ای معتقدند که زن و فرزند داشتن امام یقینی نیست . کسانی که می گویند امام زمان زن و فرزند دارد به سه دلیل تمسک جسته اند:
1. قواعد کلی:
یعنی بر طبق احکام اسلامی یکی از سنت های مهم پیامبر(ص) ازدواج است که امام زمان(ع) به رعایت سنت پیامبر به همه مردم اولی است.
2. روایات:
به عنوا ن مثال سید بن طاووس در جمال الاسبوع می فرماید:" روایتی با سند های متصل یافتم که حضرت ولی عصر دارای اولاد بسیاری است در شهرهای کرانه دریا هر کدام والی و حاکمند."
3. دعاها:
در برخی از دعاها از فرزندان امام زمان سخن به میان آمده است مثل: " یا مولای یا صاحب الزمان صلوات الله علیک و علی آل بیتک ... علی اهل بیتک" در مجموع این ادله دلیل بر داشتن زنو فرزند امام زمان است. مرحوم کفعمی در کتاب مصباح نقل کرده است: " که بر طبق روایتی همسر آن حضرت از نسل عبد العزی پسر عبد المطلب است."
در مقابل دلایلی هم اقامه شده است که آن حضرت حداقل هم اکنون فرزندی ندارد. از جمله آنها روایتی است که مسعودی از علی بن ابی حمزه ابن السراج و ابن سعید مکاری نقل می کند که آندو می گویند "به خدمت امام رضا رسیدیم علی بن ابی حمزه عرض کرد از پدرانت روایت کرده اند که امام از دنیا نمی رود تا فرزندش را ببیند! حضرت فرمودند: " آیا در این حدیث روایت کرده اید الا القائم عرض کردند:بلی" یا در وایت دیگری وارد شده است که امامی وجود ندارد مگر اینکه فرزندی دارد جز امامی که حسین (ع) برای او از قبر بیرون می آید او فرزندی ندارد.
به هر حال اگر چه همسر و فرزند داشتن آن امام محتمل است اما در بررسی اخبار و احادیث وارده روایت معتبری که موجب اطمینان باشد به چشم نمی خورد. در عین حال نه زن و فرزند داشتن و نه زنو فرزند نداشتن هیچ کدام با احکام اسلامی منافاتی ندارد آثار منفی ترک تاهل نیز به دلیل برخورداری امام (ع) از نیروی عصمت موجه نیست.
2. ابو جعفر محمد بن عثمان سعید عمری:
شیخ طوسی در کتاب الغیبه از هبه الله بن محمد از استادانش روایت کرده است که گفتند: "شیعه همواره عدالت عثمان بن سعید را قبول داشته و کار خود را پس از مرگ عثمان به پسرش ابو جعفر وا گذارده اند. شیعه بر عدالت و اعتماد و امانت ابو جعفر به خاطر نصی که دال بر امانت و عدالت و فرمان به مراجعه به او در زمان حیات امام عسگری(ع) است، اجماع دارد. همچنین پس از آنکه امام حسن عسگری در زمان حیات عثمان بن سعید دنیا را بدرود گفت باز هم در عدالت ابو جعفر اختلاف پدید نیامد و کسی در امانت داری وی به تردید نیفتاد.همچنین توقیعاتی که در خصوص مسائل مهم شیعه بود به دست وی نوشته میشد و به همان خطی بود که در زمان حیات پدرش نگاشته میشد." (الطوسی- محمدبن الحسن- الغیبه- 216) شیخ طوسی همچنین می گوید :
" چون ابو عمرو عثمان بن سعید در گذشت فرزندش ابو جعفر محمد بن عثمان به نص ابو محمد حسن عسگری(ع) به جای پدر قرار گرفتوی پدرش عثمان طی فرمانی او را به سفارت امام قائم تعیین کرد."( همان- ص218)
امام حسن عسگری (ع) فرمود:
" گواه باشید بر من که عثمان بن سعید عمری وکیل من و فرزندش محمد وکیل فرزند من مهدی شماست."(همان- ص216) از محمد بن عثمان روایت شده است که گفت: " به خدا سوگند صاحب الامر هرسال در مراسم حج حاضر میشود و مردم را می بیند و می شناسد مردم نیز او را می بینند اما نمی شناسند. (همان- ص219)
در گذشت وی در آخر جمادی الاول سال 305 یا 304 ق رخ داد و جمعا وی در حدود 50 سال سفارت امام زمان(ع) را عهده دار بود. وی را در کنار مادرش در خیابان باب الکوفه در بغداد به خاک سپردند. گویا مزار وی اینک در وسط صحراست.
3. ابوالقاسم حسین بن روح بن ابی بحر نوبختی:
ابو جعفر محمد بن عثمان دو یا سه سال پیش از وفاتش وی را به جانشینی خود انتخاب و معرفی و به آنان گفت: اگر مرگ من فرا رسد کار به دست ابو القاسم حسین بن روح نوبختی خواهد بود.به من فرمان داده شده است که او را پس از خود به جای خویش قرار دهم پس به او مراجعه و در کارهای خود به او تکیه کنید.
در روایت دیگری آمده است که از محمد بن عثمان پرسیدند:" اگر برای تو مسئله ای پیش آمد چه کسی جانشین تو خواهد بود؟ پاسخ داد: این ابوالقاسم حسین بن روح بن ابی بحر نو بختی جانشین من و سفیر میان شما و صاحب الامر است و وکیل او و مورد وثوق و امین است پس در کارهای خود به او رجوع کنید و در مسائل مهم خویش به او تکیه کنید من به معرفی او مامور شده ام و اینک او را معرفی کردم."( شیخ طوسی- کتاب الغیبه- ص227)
ابوالقاسم حسین بن روح در شعبان سال 326 ق در گذشت و در نوبختیه در دروازه پل شوک به خاک سپرده شد. همان- ص 238)
ادامه دارد...

دوره غیبت صغری:
در سال 260 ه.ق حضرت امام حسن عسگری (ع) به دست خلیفه عباسی شهید شد. از این پس دوره جدیدی از زندگی امام مهدی، که به غیبت صغری معروف است آغاز شد. این دوره حدود 69 سال یعنی تا سال 329 هجری طول کشیدالبته بنا بر دیدگاه دیگر طول این دورا 74 سال بوده است.
گرچه در این مدت به دلیل برخی مصالح از جمله در امان ماندن از خطراتی که جان آن حضرت را از سوی دشمنان تهدید می کرد، امام (ع) از نظر پنهان بودند اما حضرت تعدای افراد وارسته و با تقوا را به عنوان نائب خاص خود به مردم معرفی کردند تا هریک از ایشان سوالات و مشکلات خود را به وسیله آنان به امام برسانند و از طریق آنان از امام پاسخ دریافت کنند.
نواب خاص امام عصر
در طول دوران 69 ساله و یا 74 ساله غیبت صغری چهار تن از بزرگان شیعه عهده دار مقام نیابت و یاسفارت خاص امام عصر(ع) بودند که اسامی آنها به این قرار است:
1. ابو عمرو عثمان بن سعید عمری
2. ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری
3. ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی
4. ابوالحسن علی بن محمد سمری.
1. ابو عمرو عثمان بن سعید عمری:
وی از قبیله بنی اسد بود و نسبش به جدش، پدر مادرش، جعفر عمری میرسد گویند: ابو محمد حسن عسگری (ع) به وی دستور داد که کنیه اش را به کسر بگوید(عمری) همچنین به وی عسگری نیز گفته میشده است زیرا در منطقه نظامی سر من رای(سامرا) سکنی داشته است . او را سمان (روغن فروش) نیز می خوانده اند چون وی برای سر پوش نهادن برکار اصلی خود به خرید و فروش روغن مبادرت می کرد وهنگامی که شیعیان آنچه از مال و ثروت خود بر ایشان واجب بود، برای امام حسن عسگری می آوردند، ابو عمرو آنها را از روی ترس در خیک های روغن می گذاشت و نزد آن امام می برد. امام علی هادی (ع) نیز وی را به عنوان وکیل خود منصوب کرده بود و پس از آن امام حضرت عسگری نیز وی را به همین مقام گماشته بود و سپس به عنوان سفیر حضرت مهدی (ع) انتخاب شد.
شیخ طوسی در کتاب الغیبه در باره وی گفته است:" او استاد و مورد وثوق بود... و امام هادی در حق او فرموده بود: این ابو عمرو مورد اعتماد و امین است. آنچه به شما می گوید از جانب من می گوید و آنچه به شما می دهد از جانب من می دهد"
امام حسن عسگری (ع) نیز پس از وفات پدرش، در حق او گوید: " این ابو عمرو مورد وثوق و امین است او محل اعتماد امام قبلی و مورد اعتماد من در زندگی و مرگ است پس آنچه به شما گوید از سوی من گوید و آنچه به شما دهد از جانب من دهد." (الطوسی- ابو جعفر محمد بن الحسن- کتاب الغیبه- ص 214- 215)
عثمان بن سعید همان کسی بود که به هنگام غسل دادن پیکر پاک امام یازدهم بر جنازه آن حضرت حضور داشت و ماموریت داشت که کار کفن و حنوط کردن و به خاکسپاری آن امام را انجام دهد. شیخ طوسی در همان کتاب می گوید:" توقیعات صاحب الامر(ع) به دست عثمان بن سعید و پسرش محمد به شیعیان و یاران خاص پدر آن حضرت می رسید. این توقسعات حاوی امر ونهی و پاسخ به مسائل و به همان خطی بود که در زمان امام حسن عسگری نوشته می شد. از این رو شیعه همواره بر عدالت این پدر و پسر تاکید داشته است تا آنکه عثمان بن سعید دنیا را وداع گفت و پسرش وی را غسل داد و در سمت عربی بغداد در خیابان میدان در قبله الذرب او را به خاک سپرد." (الطوسی- محمدبن الحسن- کتاب الغیبه- ص 221)
ادامه دارد...
به نام خالق قرآن
سلام دوستان کار بعدی که سیب گلاب در نظر داره انجام بده برای تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) / ختم قرآن در ۳ روز
روز شروع: ۱۵ شعبان روز تولد حضرت مهدی
روز ختم: ۱۷ شعبان دوروز بعد از تولد آقا
اگه آماده اید نظر بدید تا اینکه جزء مربوط به خودتون رو بهتون اعلام کنم
راستی رفقا تو این روزهای مبارک ما رو یادتون نره
بدجور به دعای شما عزیزان محتاجم
برام دعا کنید
ناجور بهم ریختم
اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم
عاشقان مهدی خواهد آمد
میلاد منجی بر شما عاشقان مبارک باد
می دونم می دونم هنوز روز میلا د نرسیده ولی
یه خبر دارم
وبلاگ سیب گلاب (اللهم عجل الولیک الفرج) برای اینکه درتعجیل درفرج آقا امام زمان نقشی و سهمی داشته باشه
برنامه 1500 صلواتی رو طراحی کرده
هر نفر 1500 صلوات تقدیم به پیشگاه منجی عالم
مهدی موعود
از روز اول ماه مبارک شعبان تا روز پانزدهم، روز تولد مولاهرروز هر نفر 100 صلوات برای تعجیل در فرج آقا امام زمان
اگه آماده ای بگو یا علی
منتظر نظرات شما هستم
اللهم عجل لولیک الفرج
ویژگی های حکومت حضرت
حکومت حضرت مهدی(عج) حکومتی است که تمام انبیا و ائمه معصومین برای تحقق و به وجود آوردن چنین حکومتی مبعوث شده اند.
اما هر یک از انبیا و ائمه(ع) به علتهای مختلف و بسیار زیاد آن حکومت عدل الهی به طور کامل در زمان آنها به تحقق نپیوست. و پیامبر اکرم (ص) و ائمه مکررا در فرمایشاتشان فرموده اند که آن حضرت این حکومت عدل را بر قرار خواهد کرد.
1. برپایی عدل و داد و ریش هکن کردن ظلم و جور
بارزترین ویژگی حکومت حضرت ولی عصر(عج) برپایی عدل و عدالت به طور کامل و اجرای دستورات و احکام الهی می باشد.
چنانچه پیامبر اکرم فرمود: "مهدی امت من زمین را پر از عدل و داد می کند همچنانکه زمین را ظلم و ستم فرا گرفته باشد" (بحارالانوار)
از بین بردن ظلم و جور و گرفتن حق مظلومین یکی دیگر از ویژگی های حکومت حضرت می باشد و پیامبر فرمود :" کار حضرت مهدی(عج) در باز پس گرفتن حقوق بدانجا رسد که اگر در بن دندان انسانی حق فرد دیگری نهاده باشد آن را پس گرفته و به صاحب حق برمی گرداند." (موسوعه الاحادیث الامام المهدی)
وقتی در جامعه ای وح کومتی عدالت به معنای واقعی پیدا شود و هر کس به حق و حقوق خودش برسد در آن جامعه دیگر فقیر و نیازمند وجود ندارد.
همانطور که امام باقر فرمود :" حضرت قائم(عج) طوری بین مردم به عدالت و مساوات رفتار می نماید که نیازمندی به دریافت ذکات دیده نمی شود."( بحارالانوار)
2. حکومت نیرومند وجهانی
قرآن حضرت داوود را صاحب قدرت و دارای حکومتی قویمعرفی می نماید " بیاد بیاور بنده ما داوود را که صاحب قدرت قوی بود و در اجرای احکام الهی و فرمان ما قدرتی قوی داشت." ( سوره ص / 17)
خداوند قدرتی عظیم به او داد حتی کوه ها و پرندگان را مسخر او ساخت و از نظر قدرت سیاسی حکومتی نیرومند داشت که با قدرت تمام در برابر دشمن می ایستاد حتی گفته اند در اطراف محراب عبادت او هزاران نفر شب تا به صبح به حال آماده باش بودند.
و در روایات حکومت و اجرای احکام الهی توسط حضرت مهدی(عج) تشبیه به حکومت و قضاوت حضرت داوود شده است.
امام صادق فرمود:"حضرت قائم هنگامی که قیام کند مانند حضرت داوود حکم می دهد و حکومت می کند"
پس همچنانکه داوود ذا الاید بود حضرت مهدی(عج) هم ذا الاید است یعنی در اجرای احکام الهی نیرومند و قوی خواهد و بود. و حضرت مهدی توسط این نیروی عظیم و قوی تمام دنیا را فتح خواهد کرد و همه مردم تحت حکومت او دارای یک حکومت واحد به نام حکومت اسلام خواهند شد و موئد این مطلب روایات فراوانی است که اهل بیت فرموده اند . امام باقر فرموده اند: " حضرت مهدی حکومتش مشرق و مغرب زمین را فرا خواهد گرفت"
و حضرت زهرا(س) از قول پیامبر فرمودند"خداوند تو سط حضرت مهدی مشارق و مغارب زمین را فتح می کند .
3. پایتخت حکومت و منزل حضرت
طبق نقل روایات و فرمایشات اهل بیت خانه حضرت در مسجد سهله در کوفه خواهد بود.ابا بصیر می گوید: امام صادق به من فرمود: گویا می بینم حضرت مهدی را همراه با خانواده اش در مسجد سهله
گفتم مسجد سهله خانه حضرت مهدی است ؟
فرمود: بله مسجد سهله خانه حضرت ادریس بوده و هر پیامبری که مبعوث شد در آن مسجد نماز خوانده است .(بحارالانوار)
پایتخت حکومت جهانی حضرت مهدی شهر کوفه خواهد بود و جایگاه حکمرانی حضرت و قضاوت او مسجد جامع کوفه خواهد بود.
ادامه دارد...

وقت وعلائم ظهور حضرت(عج)
وقت ظهور حضرت مهدی مشخص و معلوم نیست و خود اهل بیت(ع) نیز زمان ظهور حضرت مهدی را مشخص نکرده اند . زمان ظهور نامعلوم است همچنانکه وقوع قیامت زمانش نامعلوم است .
ابی بصیر می گوید از امام صادق (ع) در مورد وقت ظهور حضرت قائم پرسیدم . حضرت فرمود: و هر کس وقت ظهور را تعیین کند ما با او مخالف هستیم.
اما در روایات علامتهایی برای نزدیک شدن ظهور حضرت ولی عصر(عج) آمده است وآن علامتها به دو قسم هستند: 1. علامات حتمیه 2. علامات غیر حتمیه
علامات حتمیه ای که در روایات به آنها اشاره شده است عبارتند از:
1. خروج دجال:
و آن ملعون ادعای الوهیت می کند و به سبب او خونریزی وفتنه در عالم به وجود می آید وآن ملعون به دست مبارک امام زمان یا به دست حضرت عیسی(ع) کشته می شود.( کفایه الموحدین)
2. ندای آسمانی:
زمانی که حضرت مهدی در مکه ظهور کنند منادی ندا می کند که همه اهل زمین و آسمان می شنوند و او حضرت را با نام و کنیه اش و نسب مبارک او و اجدا شریفش معرفی میکند. ( غیبه نعمانی)
3. خروج سفیانی:
مردی به نام عثمان از اولاد یزید بن معاویه از سرزمین یابس ؛ بیابان بی آب وعلف که ما بین مکه و شام است خروج می کند و با لشکر کشی های فراوان، قتل و غارت و بی حیایی ها بسیار به وجود می آورد. ( غیبه نعمانی)
4.فرو رفتن لشکر سفیانی در بیداء:
گروهی از لشکر سفیانی که به طرف مکه می روند جهت ویران کردن مکه چون به منطقه بیداء که مابین مکه و مدینه است می رسند خداوند ملکی را می فرستد در آنجا و فریاد می کند ای زمین این لعن شدگان را در خود فرو بر پس تمامی آنها که حدود سیصد هزار نفر هستند به زمین فرو می روند. ( غیبه نعمانی)
5. کشته شدن نفس زکیه:
او پسری است از آل محمد(ص) که در ما بین رکن و مقام کشته می شود. ( غیبه نعمانی)
اما علامات غیر حتمیه که بخشی از آنها ظاهر شده و بخشی هنوز واقع نشده اند و ما در اینجا حدیثی که مرحوم کلینی در کافی نقل کرده اند و مرحوم مجلسی هم دربحار الانوار آورده اند بصورت اختصار برای شما ذکر می کنیم :
1. هنگامی که ظلم و ستم همه جا فرا گیر شود.
2. اهل باطل بر اهل حق پیشی می گیرند.
3. مردان به مردان(لواط) و زنان به زنان قناعت می کنند
4. افراد با ایمان سکوت اختیار می کنند.
5. مداحی و چاپلوسی فراوان می شود.
6. آشکارا شراب نوشیده می شود.
7. حلالها حرام و حرامها حلال شمرده می شود.
8. از افراد با ایمان چنان سلب آزادی می شود که تنها در دل ابراز تنفر میکنند.
9. پولهای زیادی در راه خشم خدا (فساد و ابتذال) صرف میشود.
10. کوچکتر ها احترام بزرگتر ها را رعایت نمیکنند.
11. بعضی از مردان از خود فروشی زنان خود ارتزاق میکنند.
12. قمار بازی آشکار انجام میشود.
13. سرگرمیهای نا سالم چنان رواج می یابد که کسی جرات جلوگیری از آن را ندارد.
14.همسایه، همسایه خود را از ترس زبانش احترام میکند.
15. عواطف در بین مردم میمیرد.
16. کسانی که به دنبال حلال هستند سرزنش می شوند و کسانی که به دنبال حرامند مورد ستایش قرار می گیرند.
17. تمام همت و تلاش مردم شکم و شهوتشان است.
19. زنان خود را در اختیار افراد بی ایمان می گذارند.
20. جنگها افزون می شوند.
21. در آمد زندگی بعضی تنها از طریق کم فروشی فراهم میشود.
22.مردم به یکدیگر نگاه می کنند و از فاسدان شرور تقلید می کنند.
23. هر سال فسادو بدعتی جدید پیدا می شود.
24. در حضور جمع مرتکب اعمال جنسی می شوند.
25. دعوت به تقوا میشود ولی دعوت کننده خود به آن عمل نمی کند.
26. مردم نسبت به وقت نماز بی اعتنا میشوند.
.....
حضرت فرمود : در چنین زمانی مراقب خویش باش و از خدا تقاضای نجات و رهایی از این وضع ناهنجار کن که فرج نزدیک است.(بحارالانوار)
در این رابطه در پست های آینده به طور مفصل صحبتخواهیم کرد.
به ما نگفتند...
سید مهدی شجاعی
راستش را به ما نگفتند یا لا اقل همه راست را به نگفتند.گفتند تو که بیایی خون به پا می کنی، جوی خون به راه می اندازی و از کشته پشته می سازی و ما را از ظهور تو ترساندند.درست مثل اینکه حادثه ای به شیرینی تولد را کتمان کنند و تنها از درد زادن بگویند.
ما از همان کودکی، تو را دوست داشتیم. با همه فطرتمان به تو عشق می ورزیدیم و با همه وجودمان بی تاب آمدنت بودیم. عشق تو با سرشت ما عجین شده بود و آمدنت، طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود. اما... اما کسی به ما نگفت که چه گلستانی می شود جهان، وقتی که تو بیایی.
همه، پیش از آنکه نگاه مهر گستر و دست های عاطفه تو را توصیف کنند، شمشیر تو را نشانمان دادند. آری، برای اینکه گلها و نها ها رشد کنند، باید علف های هرز را وجین کرد و این جز با داسی برنده و سهمگین، ممکن نیست.آری، برای اینکه مظلومان تاریخ، نفسی به راحتی بکشند، باید پشت و پوزه ستمگران را به خاک مالید و نسلشان را از روی زمین برچید.
آری، برای اینکه عدالت بر کرسی بنشیند، هرجه سریر ستم آلوده سلطنت را باید واژگون کرد و به دست نابودی سپرد. و اینها همه، همان معجزه ای است که تنها از دست تو بر می آید و تنها به دست تو محقق می شود. اما مگر نه اینکه اینها همه مقدمه است برای رسیدن به بهشتی که تو بانی آنی.
آن بهشت را کسی برای ما ترسیم نکرد. کسی به ما نگفت که آن ساحل امید که در پس این دریای خون نشسته است، چگونه ساحلی لست؟!
کسی به ما نگفت که وقتی تو بیایی: پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند و ماهیان دریاها شادمان می شوند و چشمه ساران می جوشند و زمین چندین برابر محصول خود را عرضه می کند. به ما نگفتند که وقتی تو بیایی: دل های بندگان آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت و بردگی را از گردن خلایق بر می دارد.
به ما نگفتند که وقتی تو بیایی: ساکنان زمین و آسمان به تو عشق می ورزند، آسمان بارانش را فرو می فرستد، زمین، گیاهان خود را می رویاند...و زندگان آرزو می کنند که کاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقیقی را می دیدند و می دیدند خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمین فرو می فرستد.
به ما نگفتند که وقتی تو بیایی: همه امت به آغوش تو پناه می آورند همانند زنبوران عسل به ملکه خویش. و تو عدالت را آنچنان که باید و شاید در پهنه جهان می گستری و خفته ای رابیدار نمی کنی و خونی را نمی ریزی.
به ما نگفته بودند که وقتی تو بیایی: رفاه و آسایشی می آید که پیش از این نیامده است. مال و ثروت آنچنان وفور می یابد که هرکه نزد تو بیاید فوق تصورش دریافت می کند. به ما نگفتند که وقتی تو بیایی: اموال را چون سیل جاری می کنی و بخشش های کلان خود را هرگز شماره نمی کنی.
به ما نگفتند که وقتی تو بیایی: هیچ کس فقیر نمی ماند و مردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند می گردند و پیدا نمی کنند ما را به هرکه عرضه می کنند می گوید بی نیازم.
ای محبوب ازلی و ای معشوق آسمانی!
ما بی آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانیم و مدینه فاضله حضور تو را بشناسیم تو را دوست می داشتیم و به تو عشق می ورزیدیم. که عشق تو با سرشت ها عجین شده بود و آمدنت طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.
ظهور تو بی تردید بزرگترین جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خیر خواهد کرد.
کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد
هرکه اقرار به این حسن خداداد نکرد
جلوه گاه عشق
از دور نوری چشمان خسته مان را نوازش می کند ، نوری به رنگ آبی آسمان ها.
از دورکه نگاهمان به گنبد فیروزه ای می افتد آتش شوق ، اما سرشار از شرم در وجو دمان شعله ور می شود .
دلت می خواهد همانجا بایستی و عقده دل باز کنی .
از دنیا و زخارف چشم آسایش بدت می آید اما آسوده آسوده به سوی کوی دوست می رویم با کوله باری از اندوه، ندامت، گناه ، زارو پریشان ، اما آهسته و غمگین قدم برمی داریم و به مکانی راه می یابیم که یکی از زیبا ترین محفل های روحانی زمینیان وآسمانیان است .
آری اینجا مسجد جمکران است ماوایی دور از درد و رنج، دیباچه ای از راز عشق...
اینجا هرشب چهارشنبه بزم هزاران الفت دیرینه است شب های چهارشنبه و جمعه هر هفته بشارت دهنده فردا های خرسندی است
منزل امید و پایگاه عشق، اینجا دریایی از عاشقی است که هر دلی می تواند در آن اوج بگیرد.
زمانی که به مسجد مقدس جمکران پا می گذاری ، کاروان های بیشماری را می یابی که به این مکان مقدس آمده اند و نوای فراق سر می دهند و گمشده خود را می جویند. مردان و زنان اشک آلوده ، پیران قد خمیده و جوان های رعنایی را می بینی که عاشقانه در اینجا به رسم ادب نشسته اند و با مراد خود درد دل می کنند. یکی زیارت می خواند دیگری نماز عده ای دعا می خوانند و گروهی روضه مادر پهلو شکسته مولا را ، به هر جا که می نگری دل های خسته ای را می یابی که به حضرت پناه آورده اند .
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
آری! اینجا ماوای دل های غم دیده و غم زده ای است که دیده های غم دیده شان حکایت از شوق وصال می دهد و نجوای فراق . خوشا به حالشان
در اینجا به هر چشمی که می نگری نمناک است و بارانی ، چشم ها را به درگه ایمان حضرت دخیل بسته اند تا او را در یابند . اینجا مردم از ورطه طوفان بلاها و حوادث به پناه آمده اند و حدیث بهارآمدن مولا را زمزمه می کنند.
هنگامی که به سرزمین راز ها و مرکز امداد ها و اعجازها قدم می گذاری ، صدای آشنای پای بهار را بر روی دل برگ ریز و خزان دیده می شنوی . به وعده گاه مشتاقان و عاشقان ظهور که می رسی یتیمی و غریبی شیعه را بهتر درک می کنی، زانو های غمناک و بغض های گشوده ای را می یابی که در انتظار نوازش پدرانه مولا نشسته اند اینجا مشتی نیاز مند که صبور پاک زیسته اند بر کاغذ های دلشان با مرکب فریاد هجر نامه ای نوشته اند و از غیبت طولانی مولای خود لب بر شکوه می گشایند نوجوانان و جوانانی که حدیث غریب دوست داشتن و انتظار آمدن آقارا با صداقت صدای باران بر سفال ها می گویند می خواهند لحظه های طلایی ناب عبادت و اطاعت را در قبله عشق و صفا یعنی مسجد مقدس جمکران از دست ندهند. عده ای را می بینی که با موی سفید آمده اند و از روسیاهی خود می گویند غرق معصیت و به امید عنایت، نوای " اغزلنا المعاص" سر می دهند.
در اینجا تمامی دلها به سرود نام بلند و زیبای حضرت می اندیشند و می خواهند لحظه ای بیاید که نام مولایشان را از نزدیک بر زبان جاری کنند. در مسجد مقدس منتظران وجود مو لا را می بینی که با اندک سر مایه ای آمده اند و روز ظهور را انتظار می کشند برترین عبادت را بر گزیده اند و انتظار فرج دارند و بر لب نوای "اللهم عجل لولیک الفرج" سر می دهند
در اینجا مردم دل های بیمار خویش را به شفاخانه حضرت دوست سپرده اند و می دانند که نگاه مولا آنها را دواست و نوازش آقا شفاعت آنان

آری ! امروزه انسانهای بسیاری در ویرانه دنیا به دنبال بنایی آسمانی می گردند تا آنجا شرح دل پاک کنند و با مولای خویش راز و نیاز و مسجد جمکرا را یافته اند مکانی که انسان در آنجا از هر ماسوایی، سواست.
مهمانان مسجد مولا را می بینی که مدام اسم مولا را بر لب دارند و چون رشته شمعی به اینجا جمع گشته اند و دل سوخته و عاشقانه مولا را می خوانند به چهره هاشان که می نگری می بینی که دلهاشان پر از فریاد ، ناله و راز و نیاز است و ظاهرشان خالی از جوش ، با زبانی آتشین حکایت غفلت و خطاعایشان را با مولایشان می گویند .
در مسجد مقدس جمکران ، خواسته یا ناخواسته از علایق پوچ دنیایی فرار می کنی می خواهی از غم زمانه برهی و در وادی وصل حق گام برداری.
به داخل مسجد که می روی صداهای درهم نماز گزاران توام با نغمه های ملکوتی تلاوت قرآن الحان موزون مؤذن، صدای توسل، التماس و گریه مشام جان را به فکرو ذکر مولا معطر می سازد آنجاست که غربت و غریبی را بیشتر حس می کنی . سرشار از استجابت می شوی و می یابی دستهای بسیاری نیز لبریز از حاجت های دنیایی و مادی نیست، سرشارازعشق است و اخلاص بسیاری را می یابی که به مسجد آمده اند نه برای التماس و توبه بلکه دستهای سبز دعا را به آسمان بلند کرده اند و ظهور مولا را از وسعت بیکرانه عشق و با تمام وجود می خواهند و مولا را باغم انگیز ترین نغمه های تنهایی فریاد می کنند.
آری ! در سرزمینی که جلوه گاه عشق و ارادت به ساحت نورانی امام حی ،حضرت ولی عصر بارزو آشکار است پیروجوان زن ومرد در پای سجاده های نیاز ظهور مولا را می خواهند و چشم ها شان به هوای رخ آقا بارانی است . در مسجد جمکران مردمان بسیاری سرشار از عشق و همدردی با مولای خود درد دل می کنند و با تمامی وجود و عاجزانه از امام خویش می خواهند تا خواسته هایشان را اجابت کند خواسته هایی که نشان از ارادت و عشق به ساحت مقدس ائمه معصومین(ع) دارد به اینجا آمده اند و به یاد بیچارگان و بی پناهان عالم مولای خود را می خوانند. زمانی که در میان مردم به مسجد مقام قدم می گذاری و مردم را نظاره می کنی چهره هایی را می یابی که شادمانی و کامرانی از یاد هاشان رفته و با محرم غم ها و همدل پریشانی هاشان نجوا می کنند.مردمانی را می بینی که آمده اند تا کلبه های تاریک دلهاشان را به نور ولایت روشن کنند به چشم ها که می نگری ، چشم اندازهای غریب ، غربت و یتیمی را می بینی و آن زمان به این باور می رسی که بدون آقا تنهای تنهایی.
مردم به مسجد جمکران می آیند تا دلهای غمگین و غبار گرفته خود را با تجدید عهد و پیمان خود با آقا شستشو دهند عهدو بیعتی را که بر عهده دارند تجدید کنند و از ولایت رو بر نگردانند و ثابت قدم و استوار در عهد و پیمان خود بمانند. از حضرت حق می خواهند تا از مدافعان و شتابندگان به ساحت کبریایی و اهورایی مولا باشند و درهر زمانی که باید در قضای حاجت مولا بکوشند.
در اینجا دلها ی آینه وار بسیاری از خدا می خواهند تا سعادت دیدارچهره درخشنده خورشید تابان امامت وولایت روزی شان شود و یک دل و یک صدا می خوانند:
«اللهم ارنی الطلعه الرشیده و الغره الحمیده»
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
من نمی توانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم، بزرگتر از این است
نمی توانم بگویم که شخص اول است، برای اینکه دومی در کار
نیست ایشان را نمی توان با هیچ تعبیری تعبیر کنیم
الا همین که مهدی موعود(ع) است.
امام خمینی(ره)

چگونگی میلاد حضرت مهدی (عج)
دشمنان اهل بیت (ع) و حاکمان ستم پیشه اموی و عباسی بر اساس روایت هایی که از پیامبر اکرم به آنها رسیده بود از دیر باز می دانستند که شخصی به نام مهدی از خاندان پیامبر(ص) و دودمان امام معصوم بر می خیزد و کاخ های ظلم و ستم را نابود می سازد از همین رو پیوسته در کمین بودند که چه موقع آخرین مولود از نسل امامان شیعه به دنیا خواهد آمد تا او را از بین ببرند.
از زمان امام محمد تقی(ع) رفته رفته فشارها و سختگیری ها بر خاندان پیامبرفزونی گرفت تا زمان امام حسن عسکری به اوج خود رسید و آن حضرت در تمام دوران حیات خویش در شهر سامرا زیر نظر بودند و کوچکترین رفت و آمد به خانه آن امام از نظر دستگاه خلافت مخفی نبود
در چنین شرایطی طبیعی است که میلاد آخرین حجت حق نمی تواند آشکار باشدو به همین خاطر تا ساعتی قبل از میلاد آن حضرت نزدیکترین خویشان امام حسن عسکری(ع) نیز از اینکه قرار است مولودی در خانه امام به دنیا بیاید خبر نداشتند و هیچ اثری از بارداری درمادر آن بزرگوار مشاهده نمی شد .
روایتی که در این زمینه از حکیمه دختر بزرگوار امام جواد وعمه امام حسن عسکری(ع) نقل شده شنیدنی است . شیخ صدوق در کتاب کمال الدین روایت کرده است:
ابو محمد حسن بن علی به دنبال من فرستاد و فرمود : ای عمه! امشب روزه ات را با ما افطار کن زیرا امشب شب نیمه شعبان است و خداوند در این شب آن حجتی را که حجت او در زمین است آشکار می سازد . پرسیدم مادر او کیست ؟ فرمود: نرجس . عرض کردم : خدا مرا فدای شما گرداند به خدا قسم در او هیچ اثری از حاملگی نیست! فرمود موضوع این چنین است که می گویم ،حکیمه خاتون ادامه می دهد : من به خانه امام عسکری در آمدم پس از آنکه سلام کردم و نشستم نرجس پیش من آمد و در حالیکه کفش های مرا از پایم در می آورد گفت: ای بانوی من ! چگونه شب کردی؟ گفتم : بلکه تو بانوی من و بانوی خاندان منی . سخن مرا انکار کرد و گفت : چه شده است عمه؟ گفتم: دختر جان خداوند تبارک و تعالی در همین شب به تو فرزند پسری عطا می کند که سرور دنیا و آخرت خواهد بود . نرجس از حیا در جای خود نشست . وقتی از نماز عشا فارغ شدم و افطار کردم به بستر رفتم و خوابیدم، در نیمه های شب برای نماز بر خاستم ، نمازم را تمام کردم در حالیکه هنوز نرجس خوابیده بود و اثری از زایمان در او نبود. تعقیب نماز را بجای آوردم و خوابیدم اما لحظاتی بعد وحشت زده از خواب بیدار شدم . که در این موقع نرجس هم بر خاست و به نماز ایستاد .
حکیمه می گوید : در همین حال شک و تردید به سراغ من آمد ، اما ناگهان ابومحمد( امام حسن عسکری) از همان جا که نشسته بود ندا بر آورد : ای عمه! شتاب مکن که آن امر نزدیک شده است . حکیمه ادامه می دهد : در حال خواندن سوره های "سجده"و" یس" بودم که نرجس با اضطراب ازخواب بیدار شد ، من با شتاب پیش او رفتم و گفتم : نام خدا بر تو باد آیا چیزی احساس کردی ؟ گفت بله ، به او گفتم بر خودت مسلط باش و آرامشت را حفظ کن که این همان است که به تو گفتم. حکیمه ادامه می دهد: دقایقی کوتاه خواب به سراغ من آمد و در همین موقع بود که حالت زایمان به نرجس دست داد و من به سبب حرکت نوزاد بیدار شدم جامه را از روی او کنار زدم و دیدم که او اعضای سجده را به زمین گذاشته و در حال سجده است او را در آغوش گرفتم و با تعجب دیدم که او کاملا پاکیزه است و از آثار ولادت چیزی بر او نمانده است در این هنگام ابو محمد ندا بر آورد که : ای عمه پسرم را نزد من بیاور . نوزاد را نزد او بردم .آن حضرت دستانش را زیرران ها وکمر اوقرار داد و پاهای او را بر سینه خود گذاشت آنگاه زبانش را در دهان او کردودستانش را بر چشم ها و گوش ها و مفاصل او کشید وبعد از آن گفت: پسرم سخن بگو و آن نوزاد زبان گشود وشهادتین را برزبان آورد... ( الصدوق ، محمدبن علی بن الحسن، کمال الدین و تمام النعمه ج 2 ص 424 ح1 )بعد از تولد آن حضرت امام حسن عسکری (ع) تعداد بسیار محدودی از یاران نزدیک خود را در جریان میلاد مهدی موعود قرار دادند و تعدادی دیگر از یاران آن حضرت موفق به دیدار آن مولود خجسته شدند.
احمد بن اسحاق قمی (از یاران نزدیک امام عسکری که امام طی نامه ای خبر تولد حضرت مهدی را به ایشان دادند) نقل می کند که: خدمت امام حسن عسکری (ع) شرفیاب شدم ومی خواستم در مورد جانشین پس از او پرسش کنم و آن گرامی بدون آنکه سوال کنم فرمود: ای احمدهمانا خدای متعال از آن هنگام که آدم را آفرید زمین را از حجت خدا خالی نگذاشته و نیز تا قیامت خالی نخواهد گذاشت و به جهت حجت خدا از اهل زمین رفع بلا می شود باران میبارد و برکات زمین خارج می شود.
عرض کردم : ای پسر رسول خدا امام و جانشین پس از شما کیست؟
آن حضرت با شتاب به درون خانه رفت و بازگشت ، در حالیکه پسری سه ساله که رویی همانند ماه تمام داشت بر دوش خویش حمل می کرد فرمود: ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای متعال و حجت های او گرامی نبودی این پسرم را به تو نشان نمی دادم همانا او همنام رسول خدا و هم کنیه اوست او کسی است که زمین را از عدل و داد پر می سازد همچنانکه از ظلم و جور پر شده باشد. ای احمد بن اسحاق مثل او در این امت مثل خضر و ذوالقرنین است، سوگند به خدا غایب می شود به طوری که در زمان غیبت او از هلاکت نجات نمی یابد مگر کسی که خداوند او را بر اعتراف به امامت وی ثابت قدم بدارد و موفق سازد که برای تعجیل فرج او دعا کند.
عرض کردم : سرورم آیا نشانه ای دارد که دل من به آن پیدا کند ؟ در آن هنگام آن پسربه عربی فصیح گفت: منم بقیه الله در زمین همانکه از دشمن خدا انتقام می گیرد ای احمد بن اسحاق پس از مشاهده عینی دنبال اثر نگرد... ( الصدوق همان ج2 ص 384و385 )
بی تو

دلم قرار نمی گیرد از فغان، بی تو سپندوارزکف داده ام عنان، بی تو
ز تلخکامی دوران نشد دلم فا رغ زجام عیش لبی ترنکرد جا ن، بی تو
چون آسمان مه آلوده ام زدلتنگی پراست سینه ام ازانده گران، بی تو
نسیم صبح نمی آورد ترانه شوق سر بها ر ند ا رند بلبلا ن، بی تو
لب از حکایت شبهای تار می بندم اگرامان دهدم چشم خون فشان، بی تو
چو شمع کشته ندارم شراره ای به زبان نمی زند سخنم آتشی به جان ، بی تو
ز بیدلی و خموشی چو نقش تصویرم نمی گشایدم از بی خودی زبان ، بی تو
از آن زمان که فروزان شدم زپرتو عشق چو ذره ام به تکاپوی جاودان، بی تو
عقیق صبر به زیرزبان تشنه نهم چو یادم آید از آن شکرین دهان، بی تو
گزاره غم دل را مگرکنم چو امین جدا زخلق به محراب جمکران، بابا \ور
علت غیبت حضرت مهدی (عج)
یکی از سولاتی که درباره حضرت مهدی ممکن است در ذهن خیلی از افراد به وجود بیاد، این است که چرا بقیه الله الاعظم (ع) در غیبت به سر می برند و علت غیبت ایشان چیست ؟
البته در جواب این سوال ، مطلب تمام وکامل ازخواجه نصیرالدین طوسی در یک جمله کوتاه اما پر مفهوم فرموده اند که بزرگانی چون علامه حلی (ره) بر این جمله کوتاه شرح زده اند .
خواجه نصیر الدین طوسی در مورد علت غیبت حضرت مهدی این چنین می گوید:" وجود امام برای مردم لطف خداوند است و حکومت او بر جامعه لطف بهتری است برای آنان و اگر در این زمان امام شخصا اداره امور جامعه را به دست نمی گیرد و در غیبت به سر می برد ، این ما هستیم که موجب غیبت امام (ع) شده ایم."
مرحوم علامه حلی در کتاب" کشف المراد" در توضیح این کلام خواجه نصیرالدین می گوید: " تحقیق در این باره این است که فایده و ثمره نیکوی امامت در اجتماع بشری به چند چیز حاصل می شود:
اول اینگه خداوند امام را به طور واضح نصب کند و امکان اداره صحیح امورمردم را به او بدهد. این کاررا خداوند انجام داده است .

دوم اینکه امام نیز حاضر به قبول این منصب گردیده و آماده انجام وظیفه خود بشود. این کار را نیز امام به نوبه خود انجام داده است.
سوم اینکه مردم نیز به وظیفه خود نسبت به وی عمل کنند، به این معنی که فرمان او را بپذ یرند ودر اداره اموراو را یاری دهند . این همان چیزی است که مردم آن را انجام نداده اند. پس تنها امت بوده اند که از شامل شدن لطف خداوند به خود جلوگیری به عمل آورده اند، نه خداوند ونه شخص امام."
بنابراین طبق کلام خواجه نصیر الدین طوسی و توضیح شیوای علامه حلی متوجه شدیم که علت غیبت طولانی امام (عج) از طرف خود ماست ؛ یعنی ما هنوز آمادگی و لیاقت اینکه حضرت در میان ما زندگی کنند را نداریم چنانکه خداوند سیزده معصوم پیشین را فرستاد ، پیامبر خودش را ، پیشانیش را شکستند ، شکمبه گوسفن و خاکستر بر سر مبارکش ریختند ، . دستان امیر المومنین را بستند ،حکومت را از او غصب کردند، امام حسن (ع) را به مذلل مومنین( ذلیل کننده مومنین) خواندند، پیکر مطهرش را تیر باران کردند امام حسین را سرمباركش را از بدن جدا کردند و خانواده اش را به اسیری بردند و تا اما حسن عسکری (ع) که سالیان سال محبوس و تحت نظر بود و چنانچه در روایات وارد شد:" ما اهل بیت را یا شهید کردند یا مسموم نمودند."
و انواع و اقسام مصیبت ها را سیزده معصوم از این امت قدر نشناس کشیدند و حتی این امت ( بنی امیه و بنی عباس) در صدد بودند که حضرت ولی عصر را نیز شهید کنند. زیرا آنها شنیده بودند که ازامام حسن عسکری پسری به دنیا خواهد آمد که کاخ های ظلم و ستم را ویران می کند. و به همین علت حضرت به صورت معجزه آسا و بسیار مخفیانه به دنیا آمد و بعد از پنج سال به خاطر همان حیله بنی امیه و بنی عباس حضرت در غیبت صغری و بعد هم در غیبت کبری به سربرد. به خاطر این بود که خداوند حضرت مهدی(ع) را در گنجینه ذخایر خود نگه داشت ( بقیه خیر لکم)؛
و هر وقت که مردم لیاقت و قابلیت درک حضور حضرت را پیدا کردند خداوند آن حضرت را ظاهر می کند.
و شاهد بر این مدعا حدیثی است که در کتاب شریف (غیبت نعمانی) از امام صادق نقل شده است که راوی از امام (ع) پرسید:" همراه حضرت قائم چه تعداد ازعربها خواهند بود ؟ امام (ع) فرمودند: تعداد اندک و کمی .
عرض کردم : به خدا قسم افراد بسیاری معتقد به امامت و غیبت اما غایب هستند
امام فرمود : به ناچار باید مردم پاک شوند و جدا شوند و غربال شوند وتعداد بسیاری از مردم از غربال رد شوند و در غربال نمی مانند."
و وقتی که مردم غربال شدندو این افراد با ایمان که در غربال بودند به وجود آمدند امام عصرظهور خواهد کرد.
آدینه ها
*آدینه ها دعای سبز سحرندبه می شود
خورشید دردمند با آسمان آشنا می شود
آدینه ها به غربت نشستن ما،تماشایی است
اوج غروب غربت وآغاز تنهایی است
آدینه ها
غریبانه، آسمان دل می گیرد0
دل در غم یتیمی خود می میرد
آری
*آدینه ها، سحر هزار بارقه می شکفد
امید آمدنش
دل شکسته را می شکفد
آدینه ها، سحر
تمام دل ها رویایی است
سفر به پایان شب های یلدایی است
آدینه ها، سحربهار شکوفایی است
پایان تنهایی وخزان شیدایی است
آدینه ها سحر
عطر گل در فضا می پیچد
به امید آمدن گل نرگس به خود می پیچد
آدینه ها، سحر
پایان غربت است اما؛
نیامدنش آغاز غربت است
آدینه ها سحر
آغاز بیعت است
آغاز مرثیه حسرت پروا زاست
آدینه ها سحر، زمان عبور از مرز التهاب
لحظه های ناب آمدن است
*آدینه ها روز شکفتن
روز رها شدن است
آری
*آدینه ها غروب، جشن آفتاب می میرد
گویی دل تمام عالم می گیرد
آدینه هاغروب، دلم همدم آلاله ها می گردد
هم نوا، با شایق ها می گردد
آدینه ها غروب، دل ها شکسته تر از باران است
زمان تکرار حدیث غربت یاران است
آدینه ها غروب ، زمان تنهایی است
زمان عادت نمودن به داغ تنهایی است
آدینه ها غروب ، آغاز بی قراری می آید
اغاز جست و جوی بهار از صراط انتظار می آید
آدینه ها غروب ، دلم می شکند
سیاهی قلبم به سرخی خورشید می شکند
آدینه ها غروب
گل های سرخ دل پژمرده می شود
آری،
دل نشسته به انتظار پژمرده می شود
*آدینه غروب ، آغاز هجرت است
آغاز رفتن بهار ، آغاز غربت است
آدینه ها
آقا! بیا و غربت ما را نظاره کن
آقا! بیا و یتیمی ما را تو چاره کن
دست دعا

ای آفریدگار صبح !
در جشن با شکوه روزی که آغاز می شود و در تمامی روزهایی که شیرینی نام تو برزبانم می نشیند، من عهد دیرینه خویش را با صاحب صبح وامام عصر تازه می کنم و دست بیعتم را در زلال دستانش معطر می سازم تا شعر سپید این عشق در صحن دلم تکرار شود.
طراوت جاری این عهد و بیعت هرگز از باغ خاطرم بیرون نمی رود و پیوسته شال سبز محبتش را بر گردن می نهم تا نوازشگر شانه های لرزانم باشد.
خالق مهربان من!
اگر دست تقدیر تو، لباس سپیدآخرت را بر تن من پوشاند و درخت زندگی ام تن به خواب زمستانی و ابدی خویش سپرد و میان من و آن بهار موعود جدایی افتاد، پس در زمانی که سیمای مهربان آن ماه تابان در آسمان چشم مردمان آشکار شد مرا از محراب قبرم بر انگیز و توفیق احرام در صحن و صفایش عنایت کن تا لبیک گویان در گرد کعبه وجود مقدسش طواف کنم.
ای اجابت کننده هر دعا!
پنجره قلب منتظران رو به آسمان بیکرانت گشوده است تا به یک اشارت تو، غبار غم و اندوه غیبت از دل ها بر خیزد و چشم ها به تماشای باران ظهور بنشیند.
خدایا!
شب یلدای هجران را به یمن ظهور ماه کاملش ، کوتاه کن که شب پرستان همچنان چشم بر صبح صادقش بسته اند و ما مومنان طلوع خورشید جمالش را نزدیک می دانیم.

«اللهم عجل لولیک الفرج»
هرروز به یاد حضرت(ع)
یکی از اموری که باعث می شود انسان جز منتظرین فرج باشد و به حضرت بقیه الله الاعظم (عج) نزدیک شود، این است که هر روز به یاد آن حضرت باشد.
حال، چه کار کنیم تا هر روز این توفیق را داشته باشیم که به یاد حضرت باشیم و ایا م و سا عا ت روزمره خود را با قطب عالم امکان ، مهدی موعود عجین کنیم، و روز به روز بر عشق و علاقه و محبت ما نسبت به آن حضرت (ع) افزوده شود و ان شاء الله جز منتظرین حضرت باشیم؟
برای این کار علاوه بر مطالبی که در فصل انتظار فرج گفته شد، چند پیشنهاد به ذهن می رسد:
1. خواندن دعای عهد هرروز صبح:
از حضرت صادق منقول است :" هر کس چهل صبح، دعای عهد بخواند ، از یاوران قائم ما باشد. و اگر پیش از ظهور آ ن حضر ت بمیرد خداوند او را از قبر بیرون می آورد ( تا در عالم رجعت) در خدمت آن حضرت باشد ."
چه خوب است که هر روز صبح، بعد از نماز صبح ، به این سفا رش امام صادق (ع) عمل کنیم و دعای عهد را بخوانیم و روز خود را با یاد و نام امام زمان و دعا برای ان حضرت شروع کنیم، که چنین روزی که با یاد امام زمان و با دعا برای ایشان آغاز شود روزی پر از خیر و برکت خواهد بود. ان شاء الله
2. صلوات برای حضرت (ع):
پیشنهاد دوم ، این ا ست که علا وه بر خوا ند ن دعای عهد در هر صبح، برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت نیزحد ا قل 100 مرتبه صلوات کامله به این صورت بفرستسد : اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ، که این کار برکات زیادی دارد من جمله:
الف. در روایا ت وارد شده :" هر کس بین الطلو عین ( از نماز صبح تا طلوع آفتاب 100 مرتبه بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد ، خداوند او را از آتش دوزخ حفظ می کند."
ب. صلوات زیاد فرستا د ن د ر روایات وارد شده که پرونده اعمال نیک انسان را سنگین می کند و کسی که هر روز 100 مرتبه حد ا قل ، برای امام زمان صلوات بفرستد حسناتش افزایش می یابد و خود این عمل باعث خشنودی حضرت ولی عصر(ع) از انسان می شود.
ج. صلوات یک نوع دعا است که در روایات از صلوات به عنوان دعای مستجاب نام برده شده است .
هر کس هر روز برای امام زمان صلوات بفرستد ، در اصل در هر روز برای امام زمان (ع) دعا کرده است.
و هرکس هرروز 100 مرتبه برای امام زمان دعا کند یقینا امام زمان (ع) نیز عنایات خاص و ویژه اش را شامل چنین انسانی خواهد کرد.
د. ا ین عمل با عث می شود ، ما در هر روزولو به چند دقیقه هم که شده ، به یاد امام زمان باشیم ، همان آقایی که همه لحظا ت به یاد ما شیعیان است .
3. صدقه دادن:
یکی دیگر از کا رهایی که با عث می شو د ، ا نسا نی به یاد حضرت باشد ، صدقه دادن برای آن حضرت(ع) است.
صد قه دادن در هر زمانی برای حفظ وجود مبارک امام زما ن . چو ن هیچ شخصی عزیز تر و گرامی تر از آن سرور نیست.
4. سفارش امام صادق(ع):
زراره نقل می کندکه درخدمت امام صادق بودیم، حضرت در مورد زمان غیبت حضرت مهدی (ع)
مطالبی گفتند، من به حضرت عرض کردم : اگر زمان غیبت را درک کردم چه عملی انجالم دهم ؟
امام فرمود : اگر آن زمان را درک کردی و در زمانغیبت حضرتمهدی زنده بودی پس این دعا را بخوان:
"اللهم عرفنی نفسک، فانک ان لم تعرفنی لم اعرف نبیک ، اللهم عرفنی رسولک، فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک،اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی "
خدایا،خودت را به من بشناسان. پس اگر خودت را به من نشناسی من پیامبرت را نمی شناسم . خدایا پیامبرت را به من بشناسان. پس اگر پیامبرت را به من نشناسی من حجت تو را ( امام معصوم) نمی توانم بشناسم . خدایا حجت خود را به من معرفی کن اگر حجتت را به من معرفی نکنی و من او را نشناسم در دینم گمراه خواهم شد."
تمامی این امور ذکر شده نوعی ابراز علاقه و شوق و توجه به حضرت مهدی (ع) است که با عمل به این امور ان شاءالله موجب زیادتی محبت به آن حضرت خواهد شد.
در پایان ، توصیه آیت اللع بهجت را یاد آور می شوم که فرمود : راه رسیدن به حضرت یاد دائم ان بزرگوار است .
یاد دائم و عدم غفلت لحظه ای از آن حضرت ، آدمی را به محضر ایشان می رساند.
یاد دائم حضرت کار مشکلی نیست ؛ فقط همت می خواهد انسان عاشق حضرت پس از توجه دائم همانند رسیدن به بلوغ خود را طور دیگری می یابد.
انتظارفرج
یکی از وظایف ما در زمان غیبت حضرت ولی عصر انتظار فرج حضرت می باشد.که در روایات به این کار مهم بسیار سفارش شده است .
حضرت علی فرمود: " افضل عباده المومن انتظار فرج ؛ بهترین و با فضیلت ترین عباد ت انسان مومن، انتظار فرج است"
پیامبر فرمود " انتظار الفرج بالصبر عباده ، هر کس منتظر فرج باشد ودر این انتظار ، اهل صبر باشد چنین انتظاری عبادت است "
و نیز آن حضرت می فرماید :" افضل اعمال امتی انتظار الفرج ، بهترین کارهای امت من انتظار فرج است ."
حال ، انتظار فرج که در روایات از آن به عنوان بهتری عبادت و با فضیلت ترین اعمال تعبیر شده ، یعنی چه؟ آیا کسای یا جامعه ای که صالح نیست می تواند منتظر مصلح باشد؟ آیا کسی که پیرو حق نیست می تواند در انتظار پیروزی حق باشد؟
سست عنصرانی که خود حوصله مبارزه با جور و باطل را ندارند و آنرا تماما به مهدی موعود میسپارند از حقیقت اسلام و مفهوم حقیقی انتظار فرسنگ ها فاصله دارند . انتظاری که حاصلی جز تنبلی و راحت طلبی ندارد ، انتظار منفی و ویرانگر است و روح اسلام از آن بیزار است.
انتظار واقعی یعنی اینکه ما طوری زندگی کنیم و اعمال ، رفتار و کار های ما به شکلی باشد که مورد رضایت وپسند حضرت ولی عصر باشد و در هر زمانی که حضرت قیام و خروج نمو دند ما بتوانیم جز یاران حضرت قرار گیریم.
و این ممکن نیست مگر با ترک گناه و خود سازی و مبارزه با هوای نفس ؛ چنان که قرآن می فرماید:" در روز جنگ احد عده ای از یازران پیامبر را شیطان وسوسه کرد و آنها سست شدند و دست از یاری پیامبر کشیدند و تا ثیر این وسوسه شیطان در آنها به خاطر گنا هانی بود که قبلا انجام داده بودند."
در نتیجه کسی که پرونده اعمالش از گناهان بد پر باشد و اعمال ناشایست او زیاد باشد و از گناهان دست برندارد و توبه نکند اگر امام زمان را هم درک کند نمی تواند از یاران حضرت باشد. زیرا شیطان نمی گذارد و او را از زمره یاران امام خارج می کند ؛ چنانکه عده ای از یاران پیامبر را چنین کرد .
طبق روایات اسلامی کسانی از گروه منتظران هستند که در دوران غیبت آ مادگی لازم را در خود و دیگران ایجاد کنند و زمینه را برای چنان امر مهمی آماده کنند . امر به معروف و نهی از منکر ، مبارزه با ظلم ، نگهبانی از دین خدا ، ترویج تعالیم الهی ، پیروی از خط ممتد رهبری دینی ، آمادگی های نظامی ، تلاش در بیداری افکار ، مبارزه با باطل در همه اشکالش ، تصفیه وتزکیه روحی و تحصیل اخلاق اسلامی ، پاسداری از ایمان و تقوا و.... از تکالیف مسلمانان در دوران غیبت است. چنین انتظاری ، انتظاری سازنده امید بخش و تحول آ فرین است.
انقلا اسلامی امت مسلمان ما خود نمونه ای از این ایمان و تلاش و آمادگی برای تحقق نهایی اسلام و ظهور دولت حق به رهبری مستقیم امام عصر (ع) و بر افراشتن پرچم اسلام در سر تاسر زمین می باشد.
خیلی ها با مقاومت مردم فلسطین مخالفند یا با حرفهایشان مقاومت مردم فلسطین را سرکوب کرده پیروزی در برابر اسرائیل غاصب را امری بعید جلوه می دهند در حالی که مقاومت این ملت مظلوم خود می تواند نمونه ای از مبارزه با جور وتلاش برای تحقق آرمان های اسلام باشد حتی اگر این مبارزات صدها سال به طول انجامد ، کسانی که به آمدن امام زمان ومصلح اعتقاد دارند این واقعیت را به راحتی می پذ یرند.
1. جابر می گوید به امام باقر(ع) عرض کردم :" ای پسر رسول خدا ! بهترین کار مومن در زمان غیبت چیست ؟ فرمود : مراقبت و مواظبت از زبان."
2. حضرت صادق به ابی بصیر فرمود :" هرکس مایل است از اصحاب قائم باشد ، انتظار فرج بکشد وپرهیزکاری را پیشه خود سازد و خویشتن را به اخلاق پسندیده بیاراید ".
3. و خود حضرت مهدی (عج) هم در مورد این مسئله ( یعنی کسی که اهل عمل صالح نیست ) در جواب محمد بن عثمان که از حضرت در مورد جعفر کذاب عموی امام زمان سوال کرد ه بود ، چنین نوشت :
" بدان که بین خداوند و هیچ شخصی ، قرابت و فامیلی وجود ندارد ( یعنی خداوند با هیچ شخصی پارتی بازی نمی کند و هر کس را طبق اعمالش با او رفتار می نماید ) و هر کس منکر من شد از من نیست و راه و روش او ( جعفر کذاب) راه و روش پسر نوح است."
پس اگر بخواهیم ، جز منتظرین فرج حضرت مهدی باشیم باید اصلاح نفس و خود سازی و ترک گناه کنیم.و از گناهان گذشته خود تو به و استغفار نماییم و در تمام مراحل زندگی و وانجام اعمال خود ، مهدی موعود را شاهد و ناظر بر اعمال خود بدانیم و متوجه باشیم که حضرت بر اعمال ما آگاه است.
