با۲۴۳۰۰صلوات طرح ۱۵۰۰ صلواتی رو آغاز می کنیم
******************************
با کوچ تو یاران همه دلتنگ شدند
برگرد که گلها همه بی رنگ شدند
در پرده بیمار زمان ثانیه ها
انگار پر از فریب و نیرنگ شدند
ای سبز تر از شکوفه عشق بیا
دیریست که دلها همه یکرنگ شدند
آن مردم سر سبز و غزل گوی بهار
با قافله عشق هماهنگ شدند
برگرد تو ای رمز شکوفایی عشق
برگرد که یاران همه دلتنگ شدند
شعر از: علی کیانلوئی
تنها میان این همه غم گریه میکنم
مردم ولی به حال خودم گریه میکنم
آتش گرفتم به که گویم چه میکشم
داغ نهفتم به که گویم چه میکشم
وا ماندم چگونه شبم را سحر کنم
ای دل بگو مرا که چه خاکی به سر کنم
بر باد دادم همه ی آبروی خویش
آواره کردم حرمی را به سوی خویش
چون چاره نیست تکیه به دیوار میزنم
زانو بغل میکنم و زار میزنم

... و مادر نگریست
آن گاه که برادر
به مرز خون وباروت و گلوله
سفر کرد.
آن گاه که زمین
در خون نشست
و آن پرنده مهاجر
به مهمانی خورشید رفت.
ای جنگ
ای عشق و ای تفنگ
مرا به جبهه ایمان بازگردان
که مادر نگریست
و برادر
از عاشقانه ترین لحظه های خویش گذر کرد...
ای امید آرزو مردگان
پس چرا نمی آیی؟
چشمها و قلبهای ما در انتظار توست
در جهان پرآشوب امروز دستهای ما تو را می خواند
آرزوهای مرده ما با حضور تو دوباره جان می گیرند
ای مسیحای عشق
گرمای نفس تو آب می کند یخ های این روزگار را
ای خود عشق
ظهور کن
ظهور کن
که قلبهای ما تو را می خواهد

