...
۲. پاسداری آیین خدا:
علی آن ابرمرد تاریخ بشر در یکی از سخنان کوتاه خود که در آن اشاره به لزوم وجود رهبران الهی در هر عصر و زمان می کند و می گوید:
"آری هیچگاه صفحه روی زمین از قیام کننده با حجت و دلیل خالی نمی ماند خواه ظاهر و آشکار باشد یا مخفی و پنهان تا دلایل و اسناد روشن الهی ضایع نگردد و به فراموشی نگراید"
اکنون به توضیح این سخن توجه کنید: با گذشت زمان و آمیختن سلیقه ها و افکار شخصی به مسایل مذهبی و گرایش های مختلف به سوی برنامه ها ی ظاهر فریب مکتب های انحرافی و دراز شدن دست مفسده جویان به سوی مفاهیم آسمانی، اصالت پاره ای از این قوانین از دست می رود و دستخوش تغییرات زیان بخش می گردد. این آب زلال که از آسمان وحی نازل شده با عبور از مغزهای این و آن تدریجا تیره و تار گشته صفای نخستین خود را ازدست می دهد.این نورپر فروغ با عبور از شیشه های ظلمانی افکار تاریک، کمرنگ و کمرنگتر می گردد. خلاصه با آرایش ها و پیرایش های کوته بینانه افراد و افزون شاخ و برگ های تازه به آن چنان می شود که گاهی بازشناسی مسایل اصلی دچار اشکال می گردد.با این حال، آیا ضروری نیست که در میان جمع مسلمانان کسی باشد که مفاهیم فنا ناپذیر تعالیم اسلامی را در شکل اصلی اش حفظ و برای آیندگان نگهداری کند؟ آیا مجددا وحی آسمانی بر کسی نازل میشود؟ مسلما نه ! باب وحی با مسیله خاتمیت برای همیشه بسته شد. پس چگونه باید آیین اصلی حفظ گردد و جلوی تغییرات و تحریفات و خرافات گرفته شود و این آیین برای نسلهای آینده محفوظ بماند آیا جز این است که باید این رشته به وسیله یک پیشوای معصوم ادامه یابد خواه آشکار و مشهود باشد یا پنهان و ناشناس. می دانیم در هر موسسه مهمی صنوق آسیب ناپذیری وجود دارد که اسناد مهم آن موسسه را در آن نگهداری میکنند تا از دستبرد دزدان محفوظ بماند به علاوه؛ هرگاه مثلا آتش سوزی در آنجا روی دهد از خطر حریق مصون باشد که اعتبار و حیثیت آن موسسه پیوند نزدیکی با آن اسناد ومدارک دارد.
سینه امام و روح بلندش صندوق آسیب ناپذیر حفظ اسناد آیین الهی است که همه اصالت های نخستین و ویژگی های آسمانی این تعلیمات را در خود نگهداری میکند" تا دلایل الهی و نشانه های روشن پروردگار باطل نگردد و به خاموشی نگراید" و این دیگر آثار وجود اوست.

3. تربیت یک گروه انقلابی آگاه:
آنگونه که از روایات اسلامی پیداست گروه کوچکی از آماده ترین افراد که سری پر شور از عشق خدا و دلی پر ایمان و اخلاصی فوق العاده برای تحقق بخشیدن به آرمان اصلاح جهان دارند، با او در ارتباطند و از طریق این پیوند تدریجا ساخته می شوند، روح انقلابی بیشتری کسب می کنند، انقلابی سازنده و بارور برای ریشه کن ساختن هرگونه ظلم و بیدادگری در جهان!
ممکن است آنها خودشان پیش از قیام از دنیا بروند ولی به هر حال آمادگی و تعلیمات انقلابی را به سالهای آینده اشان و به دیگران منتقل می سازند و در پرورش گروه انسانی سهیم و شریکند.معنی غیبت امام این نیست که او به شکل یک روح نامرئی و یا اشعه ای ناپیدا در می آید بلکه او از یک زندگی طبیعی آرام برخوردار است و به طور ناشناخته در میان همین انسانها رفت و آمد دارد و دلهای بسیار آماده را بر میگزیند و در اختیار میگیرد و بیش از پیش آماده می کند و میسازد. افراد مستعد به تفاوت میزان استعداد و شایستگی خود توفیق درک این سعادت را پیدا می کنند؛ بعضی چند لحظه و بعضی چند ساعت و چند روز و بعضی سالها با او در تماس نزدیک هستند! به تعبیر روشن تر آنها کسانی هستند که آنچنان بر بال و پر دانش و تقوا قرار گرفته و بالا رفته اند که همچون مسافران هواپیماهای دور پرواز بر فراز ابرها قرار می گیرند، آنجا که هیچگاه حجاب و مانعی بر سر راه تابش جانبخش آفتاب نیست در حالیکه دیگران در زیر ابرها در تاریکی و نور کمرنگ به سر می برند. حساب صحیح هم همین است من نباید انتظار داشته باشم که آفتاب را به پایین ابرها بکشم تا چهره او را ببینم، چنین انتظاری اشتباه بزرگ و خیال خام است.این منم که باید بالاتر از ابرها پرواز کنم تا شعاع جاودانه آفتاب را جرعه جرعه بنوشم و سیراب گردم به هر حال تربیت این گروه یکی دیگر از فلسفه های وجود او در این دوران است.
ادامه دارد...
