ولی در تابش مخفی ابرها همانند یک شیشه مات نور مستقیم خورشید را گرفته وپخش می کنند نور آفتاب مهمترین نقش را در دنیای حیات و موجودات زنده دارد نور و حرارتی که از هر سو به اطراف پاشیده می شود تنها انرژی خلاق موتورهای زندگی در گیاهان و حیوانات و انسان است: همه اینها به طور مستقیم یا غیر مستقیم به نور آفتاب بستگی دارد و بدون آن هنه آنها به خاموشی خواهد گرایید این موضوعرا با کمی دقت می توان دریافت.
خوب، حالا این سوال پیش می آید که آیا این برکات و آثار زندگی بخش مخصوص زمانی نیست که نور به طور مستقیم می تابد؟ پاسخ این سوال مشخص است: نه، بسیاری از این آثار در نور مات خورشید از پشت ابرها نیز وجود دارد. مثلا در کشور ها یا شهرهایی که چندین ماه از سال ابرها سراسر آسمان را پوشانده اند آفتاب دیده نمی شود ولی گرما، نمو و رویش گیاهان، تولید انرژی لازم برای موتور حیات، رسیدن غلات و میوه ها، خندیدن گلها و شکوفه ها وجود دارد.
بنابراین تابش خورشید از پشت پرده ابرهاقسمت مهمی از برکات خود را در بردارد و تنها قسمتی از آثار آن که نیاز به تابش مستقیم دارد موجود نیست مثلا می دانیم تابش اثر آفتاب اثر حیاتی خاصی روی پوست انسان و سایر موجودات زنده دارد و به همین دلیل در کشورهایی که از این نظر در محرومیت به سر می برند در روزهای آفتابی بسیاری از مردم حمام آفتاب می گیرند و در برابر این نور حیات بخش برهنه می گردند و با تمام ذرات وجود خود ذرات این نور را می مکند.
از مجموع بحث بالا نتیجه می گیریم که هرچند پرده های ابر بعضی از آثار آفتاب را می گیرد ولی قسمت مهمی از آن همچنان باقی می ماند. این بود حال مشبه به یعنی آفتاب، اکنون باز گردیم به وضع مشبه یعنی وجود رهبران الهی در زمان غیبت.
اشعه نامرئی وجود امام(ع) به هنگامی که در پشت ابرهای غیبت نهان است دارای آثار گوناگون قابل ملاحظه ای است که علی رغم تعطیل مسئله تعلیم و تربیت و رهبری مستقیم ، فلسفه وجودی او را آشکار نمی سازد این آثار به صورت زیر است:
1. اثر امید بخشی:
در میدانهای نبرد تمام کوشش گروهی از سر بازان زبده و فداکار این است که پرچم در برابر حملات دشمن همچنان سرپا در اهتزاز باشد در حالیکه سربازان دشمن دائما می کوشند پرچم مخالفان را سر نگون سازند چراکه برقرار بودن پرچم مایه دلگرمی سربازان و تلاش و کوشش مستمر وآنهاست. همچنین وجود فرمانده لشکر در هر فرماندهی- هرچند ظاهرا خاموش و ساکت باشد- خون گرم وپرحرارتی درعروق سربازان جاری می سازدو آنها را به تلاش بیشتر وا می دارد که فرمانده ما زنده است و پرچممان در اهتزاز .اما هرگاه خبر قتل فرمانده در میان سپاه پخش شود یک لشکر عظیم با کارایی فوق العاده یک مرتبه متلاشی می گردد گویی آب سردی بر سر همه ریخته اند نه بلکه روح از تنشان بیرون رفته است!
رئیس یک جمعیت یا کشور مادام که زنده است هرچند مثلا در سفر یا فرضا در بستر بیماری باشد مایه حیات و حرکت و نظم و آرامش آنهاست ولی شنیدن خبر از دست رفتن او گرد و غبار یاس و نو میدی را بر همه می پاشد جمعیت شیعه طبق عقیده ای که به وجود امام زنده داردهرچند او را در بین خود نمی بیند خود را تنها نمی داند. او همواره انتظار بازگشت آن سفر کرده را که قافله های دل همرا ه اوست انتظاری سازنده و اثر بخش ، او هر روز احتمال ظهور او را می دهد.
اثر روانی این طرز فکر در زنده نگهداشتن امید در دل ها و وادار ساختن افراد به خودسازی و امادگی برای آن انقلاب بزرگ کاملا قابل درک است.
و اگر یک نکته دیگر را به این موضوع بیفزاییم مساله شکل جدی تری به خود می گیرد و آن اینکه: طبق اعتقاد عمومی شیعه که در روایات بسیار زیادی در منابع مذهبی آمده است امام به طور مدام در دوران غیبت مراقب حال پیروان خویش استو طبق یک الهام الهی از وضع اعمال آنها اگاه می گردد و به تعبیر روایات همه هفته برنامه اعمال آنها به نظر او می رسد و از چگونگی رفتار و کردار و گفتار آنها آگاه می گردد(این روایت در تفسیر برهان در ذیل آیه 105 سوره توبه آمده است) این فکر سبب می شود که معتقدان در یک حال مراقبت دائمی فرو روند و به هنگام ورود در هر کار توجه به آن نظارت عالی داشته باشند اثر تربیتی این طرز فکر نیز قابل انکار نیست....
ادامه دارد...

