فتنه سرزمین شام
روایات، فتنه ویژه ای را در سرزمین شام یادآوری می کنند که قبل از خروج سفیانی اتفاق می افتد. این فتنه همان فتنه عمومی غربی و شرقی است که مسلمانان گرفتار آن می شوند.
از پیامبر(ص) روایت شده است که فرمود: " دیری نپاید که به مردم شام، دینار و پیمانه ای نرسد، پرسیدیم این امر از طرف کیست؟ فرمود: از جانب رومیان. آنگاه اندکی سکوت کرد، سپس فرمود: در آخرالزمان خلیفه ای آید که به مردم اموال بسیار کمی دهد که به حساب نیاید." ( بحار:51/92)
باعث این فشار اقتصادی، مالی و غذایی، رومیان یعنی همان غربی ها هستند.
از جابر جعفی نقل شده است که از امام باقر(ع) درباره این گفته خدای سبحان سؤال شد که فرموده است:
" براستی ما شما را با جیزهایی همچن ترس، گرسنگی و کاهش مال ، جان و میوه ها مورد آزمایش قرار می دهیم . صبر پیشگان را بشارت ده" ( بقره / 155) حضرت فرمود:
" گرسنگی بر دو گونه است: عام و خاص. گرسنگی خاص در کوفه است که خداوند آن را ویژه دشمنان آل محمد گرداند و آنان را هلاک سازد. اما گرسنگی عام در شام خواهد بود و آن گرسنگی و ترسی است که تا آن زمان هرگز بدان گرفتار نشده اند، گرسنگی، قبل از قیام قائم و وحشت و اضطراب، بعد از قیام آن حضرت خواهد بود.( بحار: 52/ 229)
ادامه دارد...
سرزمین شام و جنبش سفیانی
روایات مربوط به سرزمین شام و حوادث و شخصیت های آن در عصر ظهور فراوان است و محور اساسی این روایات جنبش سفیانی است که بر سر زمین شام مسلط می شود و آن را بطور یکپارچه تحت فرمان خود در می آودر، لشکر سفیانی، نزدیک ظهور حضرت مهدی(ع) و در زمان ظهور، نقش مؤثری دارد، زیرا سفیانی پس از تصفیه دشمنان خود در شام، دست به نبرد بزرگی با ترک ها در قرقیسیا(قرقیسیا منطقه ای بین مرزهای سوریه ، ترکیه و عراق و معروف به خابور است.) می زند و سپس وارد عراق می گردد. سفیانی در حوادث حجاز نیز نقش داشته و می کوشد به منظور از بین بردن قیام مهدی (ع) نیروهای خود را به یاری فرمانروای حجاز گسیل دارد، تا اینکه معجزه موعود یعنی فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین، نزدیک مدینه و در مسیر مکه به وقوع می پیوندد.
بزرگترین جنگ سفیانی ، نبرد فتح فلسطین با حضرت مهدی است که در این نبرد یهودیان و رومیان ، سفیانی را پشتیبانی می کنند. این نبرد با شکت و کشته شدن سفیانی به پایان می رسد و حضرت با فتح فلسطین وارد قدس شریف می گردد....
حوادث شام پیش از خروج سفیانی
1. پدید آمدن فتنه ای برای همه مسلمانان و استیلای روم و ترک(یعنی غربیها و روسها) برآنان.
2. بوجود آمدن فتنه خاصی در سرزمین شام که باعث اختلاف، ضعف و تنگناهای اقتصادی می گردد.
3. کشمکش و در گیری بین دو گروه اصلی قدرتمند در شام.
4. زلزله دمشق و ویرانی سمت غربی مسجد شهر و بعضی از گوشه های آن.
5. درگیری سه نفر از سران، بر سر قدرت در شام(أبقع، اصهب و سفیانی) و چیره شدن سفیانی بر آن دو و استیلای وی بر سوره و اردن و یکپارچه شدن منطقه تحت فرمان او.
6. ورود نیروهای بیگانه به سرزمین شام.
اما ظهور مردی یمانی که در روایت ها وعده داده شده، همزمان با خروج سفیانی یا نزدیک به آن است، و خواهیم گفت که خروج مردی خراسانی(رهبر ایرانی ها) نیز به همین ترتیب خواهد بود.
ادامه دارد...
نصب امام از سوی خدا
از دیدگاه شیعه، تعیین امام و جانشین پیامبر تنها به دستور خدا و انتخاب او صورت می گیرد و پس از آن ، پیامبر، امام را معرفی می کند . بنابراین هیچ فرد یا گروهی حق دخالت در این امر را ندارند.
برای درک ضرورت نصب امام از سوی خداوند، نکاتی را یادآور می شویم:
الف) به فرموده ی قرآن، حاکم مطلق بر همه چیز خداوند است و همه باید تنها از او اطاعت کنند. بدیهی است این حاکمیت می تواند از سوی خداوند به هر کسی – مطابق شایستگی و مصلحت – داده شود. پس همان گونه که پیامبر به وسیله ی خدا انتخاب می گردد ، امام نیز به تعیین الهی، بر مردم ولایت می یابد.
ب) پیش از این برای امام ویژگی هایی از قبیل عصمت، علم و ... بیان کردیم. روشن است که یافتن و شناختن کسی که دارای این صفات – آن هم در عالی ترین درجه – باشد تنها به وسیله خداوند که دانای به آشکار و نهان انسان هاست ، امکان پذیر است. همان گونه که خداوند در قرآن کریم به حضرت ابراهیم(ع) می فرماید:" من تو را برای مقام امامت مردم قرار دادم." ( سوره ی بقره، آیه ی 124) در پایان این گفتار مناسب است که بخشی از بیان زیبای پیشوای هشتم،حضرت امام رضا(ع)راکه درباره مقام امام و ویژگی های اوست، بیاوریم: " آنها [که در امر امامت اختلاف کردند و گمان کردند که امامت امری انتخابی است ] نادانی کردند... مگر مردم مقام ومنزلت امامت را در میان امت می دانند، تا روا باشد که به اختیار و انتخاب ایشان واگذار شود؟!
همانا امامت، قدرش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلتش عالی تر ئ مکانش رفیعتر و عمقش ژرف تر از آن است که مردم با عقل خود به آن برسند یا با آرای خود آن را دریابند...همانا امامت ، مقامی است که خدای عزوجل بعد از رتبه ی نبوت و خلت ( مقام خلیل اللهی) در مرتبه ی سوم به ابراهیم (ع) اختصاص داد... امامت، خلافت خدا و خلافت رسول خدا(ص) و مقام امیر المومنین(ع) و میراث حسن و حسین (ع) است. به راستی که امات ، زمام دین و مایه ی نظام مسلمین و صلاح دنیا و عزت مومنانه است... کامل شدن نماز، روزه، حج، جهادو ... نیز حفظ مرزها ، به سبب امام [ پذیرفتن ولایت] است.
ادامه مطلب
...
علم امام
امام، که سمت پیشوایی و رهبری مردم را به عهده دارد؛ لازم است تمامی زوایای دین را بشناسد و به قوانین آن آگاهی کامل داشته باشد؛ با تفسیر آیات قرآن و تطبیق آن با سنت پیامبر(ص) به تبیین معارف دین بپردازد؛ به همه سوالات و نیاز های مردم در موضوعات مختلف پاسخ دهد و آنها را به بهترین شیوه راهنمایی کند. بدیهی است چنین مرجع علمی می تواند مورد اعتماد و تکیه گاه توده ها قرار گیرد. چنین احاطه علمی تنها به وسیله اتصال به علم الهی حاصل می شود. به همین دلیل شیعه معتقد است که علم امامان و جانشینان واقعی پیامبر(ص) برگرفته از علم بیکران الهی است. امام علی (ع) درباره علامت های امام برحق می فرماید:" امام آگاهترین فرد است به حلالو حرام خدا و احکام گوناگون و اوامر و نواهی او و هرآنچه مردم نیازمند هستند."(میزان الحکمة، ج1، ح 861)
عصمت امام
یکی از صفات مهم امام و شرایط اساسی امامت،" عصمت" است و آن ملکه ای است که بر اثر علم به حقایق امور و اعمال اراده ای قوی به وجود می اید. دارار بودن چنین کمالی در شخص مانع ارتکاب هر نوع گناه یا دچار شدن به هر نوع غفلت و اشتباه از سوی او می شود. امام به سبب برخوردار بودن از چنین جایگاهی و با استفاده از قرآن و سنت نبوی و بهره گیری از عناصر کارآمد، حکومتی اسلامی را پی ریزی میکند.
آراستگی به کمالات اخلاقی
امام که پیشوا و راهبر جامعه است باید از همه بدی ها و رذائل اخلاقی دور باشد و در مقابل از هم هکمالات اخلاقی در عالی ترین حد آن برخوردار باشد؛ زیرا او به عنوان انسان کامل، بهترین الگو برای پیروان خود به شمار می رود.
امام رضا(ع) فرمود: " برای امام نشانه هایی است: او داناترین،... پرهیزگارترین،بردبارترین، شجاع ترین، سخاوتمندترین وعابدترین مردم است." (معانی الاخبار، ج4، ص 102) به علاوه او در مقام جانشینی پیامبر(ص) در پی تعلیم و تربیت انسانهاست؛ بنابراین خود باید بیش از همگان و بیشتر از آنان، به اخلاق الهی آراسته باشد. امام علی (ع) می فرماید: " کسی که [ به امر خدا] خود را امام مردم قرار داده است؛ پس بر اوست که پیش از تعلیم دیگران به تعلیم خود همت گمارد و باید دیگران را به وسیله رفتار خود تربیت کند، یش از آنکه با گفتار تربیت کند." (میزان الحکمة، باب 147، ح 850)
ادامه دارد...
وظایف یک جوان منتظر
مرحوم موسوی اصفهانی در کتاب مکیال المکارم با توجه به آیات و روایات بیش از هشتاد وظیفه برای انسان منتظر بیان نموده است.( مکیال المکارم، ج2، ص 181- 568) مادراین بخش وظایف اصلی و مهم جوان منتظر را یادآور می شویم:
1-معرفت؛ 2- محبت؛ 3- اطاعت؛ 4- فعالیت.
1-معرفت
یکی از مسائل حیلتی و اساسی انسان، شناخت امام عصر(ع) است که مایه رشدو تعالی است.امام علی درباره اصل معرغت در هر امری به کمیل می فرماید: "ای کمیل! هیچ حرکت و فعالیتی نیست، مگر اینکه در آن نیاز شناخت و آگاهی هستی." ( تحف العقول، ص171)
مهدویت نیز معرفت و شناخت می طلبد و مهمترین شناخت ها در این حوزه عبارت است از:
الف: شناخت امام( امام شناسی)
ب: شناخت حقوق امام(حق شناسی)
ج: شناخت آفات و خطرات(آسیب شناسی)
بنابر این لازم است این سه موضوع مورد بررسی قرار گیردکه در قسمتهای بعد راجه به آن صحبت می کنیم.
الف: امام شناسی
شناخت امام(ع) دو جنبه دارد:
1- امام کیست؟ و چه خصوصیاتی دارد؟
2- امام مهدی کیست؟ و چه ویژگی هایی دارد؟
درباره قسمت اول تاکنون کتاب های مناسبی نوشته شده است.( ر.ک. محمد مهدی میر باقری، اما شناسی؛ محمد بیابانی اسکویی،معرفت امام؛ بنی هاشمی، معرفت امام عصر(عج) سید محمد هادی صدرالحفاظی؛شمیم آشنایی.)
ابو نصر،ازخدمتگزاران امام حسن عسکری(ع) پیش از غیبت امام مهدی (ع) به حضور آن حضرت مشرف می شود. امام مهدی(ع) از او می پرسد: آیا مرا شناختی؟ پاسخ می دهد:آری شما سرور من و فرزند سرور من هستید. امام می فرماید: مقصود من چنین شناختی نیست. ابونصر میگوید: (مقصود شما چیست؟)خودتان بفرمایید. امام می فرماید: "من آخرین جانشین خدا هستم وخداوندبه(برکت)من بلاازخاندان وشیعیانم دورمی کند" (کمال الدین، ج2،ص171)چقدر زیباست! امامی که وقتی از نظرها غائب است، اینقدر به ما نفع می رساند و بلا از ما دور می شود، وقتی که ظهور کند چقدر به نفع می ساند! امام زمان(ع) به جهت ویژگی هایی که دارد سرپرست انسانها و واسطه بین خلق و خالق است. امام زمان(ع) تداوم امامت ائمه(ع)، واسطه فیض الهی و مظهر رسول خدا(ع) است. شناخت درست اما طریق معرفت واقعی به خدا باشد. امام صادق(ع) می فرماید:
" ...ما بر شما سه حق داریم؛ اینکه به فضل ما معرفت پیدا کنید، پیرو ما باشید و منتظر فرج ما..." ( اصول الکافی،ج2،ص173)
امام شخصیت ممتازی است که به تناسب جایگاه والای پیشوایی و رهبری دارای ویژگی هایی است؛ که ما در قسمت بعدبه برخی از آنها اشاره می کنیم
ادامه دارد...
امشب رحمت دوست جاریست، مانند رود، نه! مانند باران، اگر دلتان لرزید، بغضتان ترکید، کسی اینجا محتاج دعاست، اگر یادتان بود باران گرفت دعایی به حال من بیابان کنید.
مسجد کوفه ببین عزم سفر کرد علی
با دلی خون ز توهم قطع نظرکردعلی
مسجد کوفه مگر مسجدالاقصایی تو
که ز محراب تو تا عرش سفرکرد علی
رفت آن شب که به مهمانی ام الکثوم
دخترش را زغمی سخت خبر کردعلی
کس چواوروزه یک ساعته هرگزنگرفت
چون که افطار به هنگام سحرکردعلی
گر چه جانش سفر تیر بلا بود آخر
پیش شمیر ستم، فرق سپر کرد علی
ریخت بر دامن محراب ز فرق سر او
آنچه اندوخته از خون جگرکردعلی
گرچه در هر نفسی بود علی را معراج
غوطه درخون زد و معراج دگرکرد علی
خداشناسی در کلام مولای متقیان حضرت علی (ع)
"ستایش خدایی را سزاست که نبخشیدن بر مال او نیفزاید، و بخشش او را فقیر نسازد، زیرا هر بخشنده ای جز او، اموالش کاهش یابد، و جز او هر کس از بخشش دست کشد مورد نکوهش قرار گیرد. اوست بخشنده انواع نعمت ها و بهره های فزاینده و تقسیم کننده روزی پدیده ها، مخلوقات همه جیره خوار سفره اویند، که روزی همه را تضمین، و اندازه اش را تعیین فرمود. به مشتاقان خویش و خواستاران هرچه در نزد اوست، راه روشن را نشان داد. سخاوت او درآنجا که از او بخواهند، با آنجا که از او درخواست نکنند، بیشتر نیست. خدا اولی است که آغاز ندارد، تا پیش از او چیزی بوده باشد، وآخری است که پایان ندارد تا چیزی پس از او وجود داشته باشد. مردمک چشمها را از مشاهده خود بازداشته است. زمان بر او نمی گذرد تا دچار دگرگونی شود، و در مکانی قرار ندارد تا پندار جابجایی نسبت به او روا باشد. اگر آنچه از درون معادن کوه ها بیرون می آید و یا آنچه از لبان پر خنده صدف های دریا خارج می شود، ... همه را ببخشد در سخاوت او کمتر اثری نخواهد گذاشت، و گستردگی نعمت هایش را پایان نخواهد داد. در پیش او آنقدر از نعمت ها وجود دارد که هرچه انسانها درخواست کنند تمامی نپذیرد، چون او بخشنده ایست که در خواست نیازمندان، چشمه کود او را نمی خشکاند، و درخواست های پیاپی، او را به بخل ورزیدن نمی کشاند." (نهج البلاغه- خطبه 91- قسمت اول)
امشب صدای بانگ اذان در مناره نیست
امشب شکوه نور به تاج ستاره نیست
امشب سکوت کوفه به دل زخم می زند
در کو چه های شهر اذان دوباره نیست
به صدا در آوردن زنگ خطر( هشدار سیاستمداران)
هشدار جان فوستر دالاس، وزیر خارجه امریکا در دوران آیزنهاور در مورد تمدن کنونی:
"چیزی است که به گونه ای اشتباه آمیز در ملت ما ره یافته وگرنه دچار این سردرگمی و حالت روانی نمی شدیم برای ما شایسته نیست موضع دفاعی به خود بگیریم یا ترس و پریشانی بر ما چیره شود آنچه دچار آن هستیم پدیده جدیدی در تاریخ ماست. مساله به مادیت مربوط نمی شود ، زیرا ما بیشترین تولید جهانی را در وسایل مادی داریم . چیزی که ما کم داریم، ایمان درست و قوی است که بدون آن هرچه داریم کم است و این کمبود در سیاستمداران هرچه قدرتمند تر ، و دیپلمات ها هرچند زیرک تر و دانشمندان هرچه مبتکر تر و بمب ها هرچه مخرب تر باشند نمی توانند جبران کنند. افزون بر این؛ هرگاه مردم احساس کنند به طور کامل به اشیای مادی متکی هستند پیامد های ناگوار، نتیجه حتمی این احساس خواهد بود....
ما با سخت ترین آزمون هایی که هر ملتی ممکن است آن را تجربه کند درگیر هستیم و آن آزمون ، زندگی رفاه زده است. عیسی (ع) فرموده است: " آنان کهن بنا به دستور الهی عمل می کنند و برای تحقق بخشیدن به عدالت الهی گام بر میدارند؛ از این اشیا مادی بهره خواهند جست..." اما وقتی چنین شد ؛ آزمون بزرگ آغاز می شود؛ زیرا این اشیا مادی آنگونه که عیسی هشدار داده می تواند زنگاری شود که جانها را از درون بپوساند.
همچنینی نمونه های روشنی داریم همانند مردانی که در برابر موجود برتر، احساس وظیفه می کنند و برای خواست او می کوشند، زیرا ایمانشان به آنان نیز فضیلت و حکمتی بی تکلیف و ساده را فراهم می آورد....
آنان نه فقط برای امروزشان زمینه سازی می کنند و این کار را نه برای خودشان که برای نوع بشر انجام می دهند و جامعه ای با این مبانی فکری چنانچه زمینه برایش فراهم باشد، ثروت و رفاه همگان را به دست خواهد آورد و آنگاه که این رهذاورد های فردی (امور صرفا مادی) حاصل آید، نتیجه مثبتی به دست خواهد آمد و این مسئله باور به اینکه این، همان نتیجه مورد انتظار است را تقویت می کند و بدین سان، مردم از تلاش(دنیایی) برای آباد کردن حیات جاودانه به دور خواهند ماند و اینجاست که برای دستیابی به به مادیات به ستیز با یکدیگر خواهند پرداخت....همچنین باید به روشنی در یابیم مفهوم جامعه آزاد آن نیست که هر مرد برای خودش بکوشدبلکه جامعه ای منسجم و به هم پیوسته است که در آن، تعهد ها و محدودیت های مقرر شده پیش از هر چیز مد نظر و پیوند های منشات گرفته از ایمان بر آن حاکم است؛ چراکه مردم برای پایبندی به تعهد ها آفریده شده اند تا تحت عنایت الهی برادر وار با یکدیگر زندگی کنند....
(اسلام تمدن آیندگان- ص 145-147)
بر خلاف گفته کسانی که فکر می کنند بذر اصلی انتظار ظهور یک مصلح بزرگ را شکست ها و نابسامانی ها در سطح افکار می باشد ، عشق به این موضوع مربوط به اعماق وجود آدمی است گاهی به گونه پر رنگ و گاهی کم رنگ به تعبیر دیگر انسان از دو راه – از راه عاطفه و خرد – سرانجام در برابر چنین مساله ای قرار می گیرد و سروش این ظهور را با دو زبان فطرت و عقل می شنوند. و به عبارت روشن تر، ایمان به ظهور مصلح جزئی از "عشق به آگاهی" و " عشق به زیبایی" و " عشق به نیکی " ( سه بعد از ابعاد چهار گانه روح انسان) است که بدون چنان ظهوری این عشق ها به ناکامی گراید و به شکست محکوم می شود .
خلاصه، علاقه انسان به پیشرفت و تکامل به دانایی و زیبایی، به نیکی و عدالت، علاقه ای اصیل ، همیشگی و جاودانی و انتظار ظهور یک مصلح بزرگ جهانی آخرین نقطه اوج این علاقه است. بنابراین، کسانی که در زندگی گرفتار شکست و بحرانی نبوده اند چنین احساسی را در درون جان خود دارند...
این از یک سو
از سوی دیگر، همانطور که اعضای پیکر انسان به تکامل و پیشرفت وجود او کمک می کند و عضوی در بدن نمی یابیم که مطلقاً نقشی دراین حرکت تکاملی داشته باشد خصایص روانی انسان نیز چنین اند؛ یعنی هر کدام نقش موثری در پیشرفت هدف های اصیل او دارند. مثلاً " ترس از عوامل خطرناک"که در هر انسانی وجود دارد سیری است برای حفظ او در برابر خطر.
بنابراین، عشق به تکامل ، عشق به صلح و عدالت نیز وسیله ای است براس رسیدن به این هدف بزرگ و به منزله موتور نیرومندی است که چرخ های وجود انسان را در این راه به حرکت دائمی او وامی دارد و او را برای رسیدن به جهانی از صلح و عدالت کمک می کند.
از سوی دیگر، احساسات و دستگاه هایی که در جسم و جان وجود دارد نمی تواند هماهنگ با مجموعه عالم هستی نباشد زیرا همه جهان هستی یک واحد به هم پیوسته است و وجود ما نمی تواند از بقیه جهان جدا باشد.
از این به هم پیوستگی به خوبی می توانیم نتیجه گیری کنیم که هر عشق و علاقه اصیلی که در وجود ما هست دلیل بر آن است که " معشوق"و " هدف" آن نیز در جهان وجود دارد و این عشق وسیله ای است که مارا به او نزدیک می سازد. یعنی اگر تشنه می شویم و عشق به آب داریم دلیل بر آن است که چنان نقطه اوجی در تکامل جامعه انسانی امکان پذیر و عملی است که عشق و انتظارش در درون جان ماست.
عمومیت این اعتقاد در همه مذاهب نیز نشانه دیگری بر اصالت و واقعیت آن است زیرا چیزی که زاییده شرایط خاص و محدودی است نمی تواند این چنین عمومی باشد تنها مسائل فطری هستند که از چنین عمومیتی برخوردارند؛ و اینها همه نشانه آن است که از زبان عواطف و سرشت آدمی این نغمه در جان او سر داده شده که سرانجامک مصلحی بزرگ جهان را زیر پرچم صلح و عدئالت قرار خواهد داد .
بنام آفریدگار قرآن
"دوستای عزیزم سلام
ابتدای امر یه معذرت خواهی توپ بابت غیبتم که باعث شد وب یه مدت خیلی خیلی طولانی تعطیل باشه
و اما بعد...
سیب گلاب در نظر داره همزمان با هلول ماه مبارک رمضان با همکاری شما دوستای عزیز یه ختم قرآن راه بندازه
می خوام ازتون خواهش کنم با هر قصد و نیتی که تو دلتون دارین تو این مراسم شرکت کنید.
اگه تمایل دارید در ختم قرآن با ما همکاری کنید حتما برای من پیام بذارید تا جزء مورد نظر رو بهتون اعلام کنم.
با تشکر مدیریت سیب گلاب
خدای قرآن پشت و پناهتان و قرآن نگهدارتان باد.
یا حق"
3.آمادگی های تکنولوژی و ارتباطی:
بر خلاف آنچه بعضی می پندارند که رسیدن به مرحله تکامل اجتماعی و رسیدن به جهانی آکنده از صلح و عذالت حتما با نابودی تکنولوژی جدید امکان پذیر است وجود این صنایع پیشرفته نه تنها مزاحم یک حکومت عادلانه جهانی نخواهد بود بلکه شایدبدون آن وصول به چنین هدفی محال است. برای ایجاد و سپس کنترل یک نظام جهانی، یک سلسله وسایل مافوق مدرن لازم است که با آ ن بتوان جهان را در مدت کوتاهی در نوردید و به همه جا سرکشی کرد، از همه جا آگاه شد و در صورت نیاز امکانات لازم را از یک سوی جهان به سوی دیگر برد و پیام ها و اطلاعات و آگاهی های مورد نیاز را در کمترین مدت به همه نقاط دنیارسانید اگر زندگی صنعتی به وضع قدیم بازگردد و مثلا برای فرستادن یک پیام از یک سوی جهان به سوی دیگر یک سال وقت لازم باشد چگونه می توان بر جهان حکومت کرد و عدالت را بر همه جا گسترد؟! خلاصه بدون شک چنین حکومتی برای برقرار ساختن نظم و عدالت در سطح جهان نیاز به آن دارد که در آ ن واحد از همه جا آگاه و بر همه جا تسلط کامل داشته باشد تا مردم آماده اصلاح را تربیت و رهبری کند، آگاه سازد، زنده و بیدار نگه دارد، و چنانچه افرادی ناصالح بخواهند سر بر آورند آنها را بر سر جای خود بنشاند. آنها که غیر از این فکر می کنند گویا به مفهوم حکومت جهانی نمی اندیشند و آن را با حکومت در یک محدوده کوچک مقایسه میکنند. اصولا دنیایی که میخواهد به چنین مرحله ای برسد باید آنچنان وسیله آموزش و تربیت در آن وسیع و گسترده و همگانی باشد که قسمت عمده برنامه های اصلاح جهانی را با "خود آگاهی و خود یاری"مردم پیاده کند و زنده کردن روح خود آگاهی و خود یاری عمومی و در سطح جهان نیازمند به نیرومندترین مراکز فرهنگی و وسایل ارتباط جمعی و جامع ترین کتب و مطبوعات و مانند آن است که هیچ کدام از اینها بدون عالی ترین و پیشرفته ترین وسایل ارتباط جمعی ممکن نیست.آری اگر بنا بود همه کارها با "معجزه "تحقق پذیرد وجود چنین نظامی بدون وسایل پیشرفته صنعتی قابل تصور بود ولی مگر اداره زندگی مردم جهان با معجزه ممکن است؟
معجزه استثنایی است منطقی در نظام جاری طبیعت برای اثبات حقانیت یک آیین آسمانی، نه برای اداره همیشگی نظام جامعه این کار تنها باید بر محور قوانین طبیعی صورت گیرد.
انتظار برای ایجاد آمادگی
برای اینکه دنیا به مرحله ای از تاریخ برسدکه در آن همه انسانها زیر یک پرچم گرد آیند و سلاح های وحشتناک از جهان برچیده شود و طبقات به مفهوم استعمارگر و استعمار شونده از میان برودو کشمکشهاوبازیهای خطرناک سیاسی ونظامی ابرقدرتها برای همیشه به دست فراموشی سپرده شود و رقابت های ناسالم و ویرانگر اقتصادی جای خود را به تعاون همگانی انسانها در راه بهتر و پاکتر زیستن دهد وبرای اینکه دنیا حکومتی صالح را پذیرا گردد چهار نوع آمادگی لازم است:
1. آمادگی فکری و فرهنگی:
یعنی سطح افکار مردم جهان آنچنان بالا رود که بدانند مثلا مساله نژاد یا مناطق مختلف جغرافیایی مساله قابل توجهی در زندگی بشر نیست. تفاوت رنگها و زبانها و سرزمین ها نمی توانند نوع بشر را از هم حدا سازند. تعصب های قبیله ای و گروهی باید برای همیشه بمیرد. فکر مسخره آمیز"نژاد برتر"را باید به دور افکند مرزهای ساختگی با سیم های خاردار ننی تواند انسانها را از هم دور بسازد بلکه همانگونه که نور آفتاب و نسیم های روحبخش و ابرهای باران زا و سایر مواهب و نیروهای جهان طبیعت به این مرزها ابدا توجهی ندارند و همه روی کره زمین را دور می زنند و دنیا را عملا یک کشور می دانند ما انسانها نیز باید به این مرحله از رشد فکری برسیم و اگر خوب دقت کنیم می بینیم این طرز تفکر در میان آگان و روشنفکران جهان در حال تکوین و تکامل است و روز به روز بر تعداد کسانی که به مساله " جهان وطنی"می اندیشند افزوده می شود.
حتی مساله زبان واحد جهانی از صورت حرف بیرون آمده و زبان"اسپرانتو"به عنوان زبانی که همه جهانیان را در آینده به هم پیوند دهد ابداع شده و کتابهای مختلفی به این زبان نشر یافته است.
2.آمادگی های اجتماعی:
مردم جهان باید بفهمند آنچه در قرن18و19 میلادی درباره آینده درخشان تمدن بشری در پرتو پیشرفت های ماشینی به آنها نوید د اده میشد در واقع در با غ سبزی بیش نبود و یا همچون سرابی در یک بیابان سوزاندر برابر دیدگان مسافران تشنه کام. نه تنها صلح و رفاه و امنیت مردم جهان تامین نشد بلکه دامنه مناقشات و ناامنی های مادی و معنوی گسترش یافت. پی بردن به عمق وضع خطرناک کنونی نخست حالت تفکر سپس تردید و سر انجام یاس از وضع موجود جهان و آمادگی برای یک انقلاب همه جانبه بر اساس ارزش های جدید به وجود می آورد.
ادامه دارد...

